tightlipped

[ایالات متحده]/ˈtaɪt.lɪpt/
[بریتانیا]/ˈtaɪt.lɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تمایل نداشتن به صحبت یا افشای اطلاعات

عبارات و ترکیب‌ها

tightlipped about

در مورد سکوت کردن

tightlipped response

پاسخ محتاطانه

tightlipped silence

سکوت محتاطانه

stay tightlipped

سکوت کنید

tightlipped witness

شهادت دهنده سکوت کننده

remain tightlipped

محافظت کنید

be tightlipped

سکوت کردن

tightlipped demeanor

حالت سکوت

tightlipped attitude

نگاه محتاطانه

tightlipped official

مسئول سکوت

جملات نمونه

she remained tightlipped about the surprise party.

او در مورد مهمانی غافلگیری سکوت کرد.

the detective was tightlipped during the investigation.

مامور پلیس در طول تحقیقات سکوت کرد.

he was tightlipped when asked about his plans.

وقتی از او در مورد برنامه‌هایش پرسیده شد، او سکوت کرد.

the company is tightlipped regarding its future projects.

شرکت در مورد پروژه‌های آینده‌اش سکوت می‌کند.

despite the rumors, she stayed tightlipped.

با وجود شایعات، او سکوت خود را حفظ کرد.

the politician was tightlipped about the upcoming election.

سیاستمدار در مورد انتخابات پیش رو سکوت کرد.

he is usually tightlipped about his personal life.

او معمولاً در مورد زندگی شخصی خود سکوت می‌کند.

they were tightlipped about the details of the merger.

آنها در مورد جزئیات ادغام سکوت کردند.

after the incident, everyone was tightlipped.

پس از حادثه، همه سکوت کردند.

the witnesses were tightlipped during the trial.

شهود در طول محاکمه سکوت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید