loquacious

[ایالات متحده]/ləˈkweɪʃəs/
[بریتانیا]/ləˈkweɪʃəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرحرف؛ تمایل به صحبت کردن زیاد؛ مشخصه با صحبت‌های بیش از حد؛ پر از کلمات

عبارات و ترکیب‌ها

loquacious speaker

سخنرانی پرحرف

loquacious friend

دوست پرحرف

loquacious chat

گفتگوی پرحرف

loquacious nature

طبع پرحرف

loquacious personality

شخصیت پرحرف

loquacious storyteller

راوی داستان پرحرف

loquacious discussion

بحث و گفتگوهای پرحرف

loquacious colleague

همکار پرحرف

loquacious meeting

جلسه پرحرف

loquacious debate

بحث و جدل پرحرف

جملات نمونه

the loquacious speaker captivated the audience with her stories.

سخنرانی پرحرف، حاضران را با داستان‌هایش مجذوب خود کرد.

he is known for his loquacious nature at social gatherings.

او به خاطر طبیعت پرحرفش در جمع‌های اجتماعی شناخته شده است.

her loquacious personality makes her the life of the party.

شخصیت پرحرف او باعث می‌شود در مهمانی‌ها روح آنجا باشد.

despite being loquacious, he knows when to listen.

با وجود اینکه پرحرف است، می‌داند چه زمانی باید گوش دهد.

the loquacious child shared every detail of his day.

کودک پرحرف تمام جزئیات روزش را به اشتراک گذاشت.

loquacious friends can sometimes be overwhelming.

دوستان پرحرف گاهی اوقات می‌توانند طاقت‌فرسا باشند.

she has a loquacious style that keeps everyone engaged.

او سبکی پرحرف دارد که همه را درگیر می‌کند.

the loquacious professor kept his students entertained.

استاد پرحرف دانشجویانش را سرگرم می‌کرد.

his loquacious remarks often lead to lengthy discussions.

اظهارات پرحرف او اغلب منجر به بحث‌های طولانی می‌شود.

being loquacious can be a double-edged sword in conversations.

پر حرف بودن می‌تواند در مکالمات یک شمشیر دولبه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید