tillings

[ایالات متحده]/ˈtɪlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈtɪlɪŋz/

ترجمه

n. عمل جمع آوری زمین؛ کشت زمین؛ مواد یا خاکی که تilled شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

tilling the soil

خاک‌ورزی

tilling the land

خاک‌ورزی زمین

spring tilling

خاک‌ورزی بهاره

tilling season

فصل خاک‌ورزی

tilling fields

خاک‌ورزی کشتی‌ها

deep tilling

خاک‌ورزی عمیق

tilling and sowing

خاک‌ورزی و کاشت

rotary tilling

خاک‌ورزی چرخی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید