tilt

[ایالات متحده]/tɪlt/
[بریتانیا]/tɪlt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تمایل داشتن; بالا بردن
vt. باعث تمایل شدن; بالا بردن
n. یک تمایل
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtilting
قسمت سوم فعلtilted
زمان گذشتهtilted
شکل سوم شخص مفردtilts
جمعtilts

عبارات و ترکیب‌ها

tilted

کج

tilting angle

زاویه کج شدن

tilted position

موقعیت کج

tilt sensor

حسگر شیب

tilt angle

زاویه شیب

tilt table

میز کج

at full tilt

با تمام توان

جملات نمونه

a tilt at the European Cup.

یک تلاش برای جام اروپا

the tilt of her head.

شیب دادن سرش

tilt a soup bowl; tilt a chair backward.

یک کاسه سوپ را کج کنید؛ یک صندلی را به عقب کج کنید.

the floor tilted slightly.

کف کمی کج شد.

he tilts at his prey.

او به طعمه خود حمله می‌کند.

the lonely hero tilting at the system.

قهرمان تنها که در برابر سیستم می جنگد.

measured the planetary tilt in degrees.

زاویه انحراف سیاره را درجه بندی کرد.

a slight tilt; a slight surplus.

شیب جزئی؛ مازاد اندک

adjusting the tilt of a writing table.

تنظیم شیب یک میز تحریر.

the court's tilt toward conservative rulings.

گرایش دادگاه به رای های محافظه کارانه.

Rona tilted her head to one side.

رونا سرش را به یک طرف کج کرد.

the paper's tilt towards the United States.

گرایش کاغذ به سمت ایالات متحده.

Ciliatus forewing length and tilt, such as the caudate chicken.

طول و شیب بال جلوی ciliatus، مانند مرغ دم‌دار.

tilted her hat at a rakish angle;

او کلاه خود را با زاویه‌ای فریبنده کج کرد.

I tilted the cup to drink out of it.

من فنجان را کج کردم تا از آن بنوشم.

Sonny tilted back in his chair.

سونی به عقب در صندلی‌اش تکیه داد.

Uranus is unusual because it is tilted.

اورانوس غیرمعمول است زیرا کج است.

نمونه‌های واقعی

Number five, you just saw a head tilt.

شماره پنج، شما به تازگی یک خم کردن سر را مشاهده کردید.

منبع: Connection Magazine

20. The tilted salt filters halt alternately for altering.

۲۰. فیلترهای نمک مایل متناوباً برای تغییر توقف می‌کنند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

… and it's this tilt that causes the summer solstice!

… و این شیب باعث انقلاب تابستانی می‌شود!

منبع: Children's Science Show

You tilt your head forward when you bow.

وقتی تعظیم می‌کنید، سر خود را به جلو خم می‌کنید.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

This is known as the Earth's axial tilt, or obliquity.

این به عنوان کج شدن محور زمین یا شیب شناخته می‌شود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The man felt himself pitch forward as the stretcher tilted down.

مرد احساس کرد که با پایین آمدن برانکارد به جلو متمایل می‌شود.

منبع: New York Times

Instead, its axis has a constant tilt of 23.4 degrees.

در عوض، محور آن به طور مداوم با زاویه 23.4 درجه کج است.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

In an instant, they can all but disappear when Saturn tilts toward the sun.

در یک لحظه، آنها می‌توانند تقریباً ناپدید شوند وقتی زحل به سمت خورشید متمایل می‌شود.

منبع: Encyclopedia of Nature

While a present-day cosmologist might describe the stabilising influence of our Earth's tilt.

در حالی که یک کیهان‌شناس امروزی ممکن است از تأثیر تثبیت‌کننده کج شدن زمین ما توصیف کند.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

While Earth's axis is tilted about 23 degrees, Uranus tilts almost 98 degrees.

در حالی که محور زمین حدود 23 درجه کج است، اورانوس تقریباً 98 درجه کج است.

منبع: NASA Micro Classroom

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید