slant

[ایالات متحده]/slɑːnt/
[بریتانیا]/slænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. کج کردن یا متمایل شدن، به ویژه در یک جهت غیر عمودی
vt. تمایل به نوشتن یا گزارش با تعصب
n. شیب، خط قطری، یا تمایل
Word Forms
قسمت سوم فعلslanted
صفت یا فعل حال استمراریslanting
شکل سوم شخص مفردslants
جمعslants
زمان گذشتهslanted

عبارات و ترکیب‌ها

slanting roof

سقف شیب‌دار

slanting sunlight

نور خورشید شیب‌دار

slanting angle

زاویه شیب‌دار

slanting line

خط شیب‌دار

slanting position

موقعیت شیب‌دار

slant range

محدوده شیب

جملات نمونه

a new slant on science.

زاویه جدیدی در علم

the hedge grew at a slant .

بوته‌ها به صورت مورب رشد کردند.

leaning against the railing.See Synonyms at slant

در حال تکیه دادن به نرده. برای یافتن مترادفها به کلمه 'زاویه' مراجعه کنید.

a roof that slopes.See Synonyms at slant

سقف با شیب. به مترادف‌ها در کلمه slant مراجعه کنید

The story was slanted in favor of the strikers.

داستان به نفع اعتصاعگران متمایل شده بود.

to get a new slant on the political situation.

برای به دست آوردن یک دیدگاه جدید در مورد وضعیت سیاسی

isn't predisposed to the study of history. See also Synonyms at slant disincline

به مطالعه تاریخ گرایش ندارد. همچنین به مترادف‌ها در کلمات کج و شیب توجه کنید.

a fresh slant on the problem.See Synonyms at new

یک دیدگاه جدید در مورد مشکل. به مترادف‌ها در کلمه new مراجعه کنید

a ploughed field slanted up to the skyline.

یک مزرعه شخم‌زده به سمت خط افق شیب داشت.

the early sun slanted across the mountains.

خورشید اولیه‌ به دام‌ها افتاد.

cut flower stems on the slant .

گل‌های بریده شده با زاویه

I want to know your slant on the problem.

می‌خواهم بدانم نظر شما در مورد مشکل چیست.

Has your roof a sharp slant?

آیا سقف شما شیب تندی دارد؟

slant your skis as you turn to send up a curtain of water.

هنگام چرخش، اسکی‌های خود را به زاویه بچرخانید تا پرده‌ای از آب ایجاد شود.

rays of the setting sun slanting through the window;

اشعه‌های خورشید غروب‌کننده که از پنجره به زاویه می‌تابند;

The journalist slanted the report so that the mayor was made to appear incompetent.

روزنامه‌نگار گزارش را به گونه‌ای تحریف کرد که شهردار ناتوان به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید