timers

[ایالات متحده]/ˈtaɪmə(r)z/
[بریتانیا]/ˈtaɪmɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌هایی که زمان را اندازه‌گیری می‌کنند؛ دستگاه‌های کنترل احتراق؛ ابزارهای زمان‌سنجی؛ کرنومترهایی که در مسابقات استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

digital timers

تایمرهای دیجیتال

kitchen timers

تایمرهای آشپزخانه

interval timers

تایمرهای فاصله دار

countdown timers

تایمرهای شمار معکوس

stopwatch timers

تایمرهای کرنوگراف

session timers

تایمرهای جلسه

alarm timers

تایمرهای هشدار

exercise timers

تایمرهای ورزشی

reminder timers

تایمرهای یادآوری

automatic timers

تایمرهای خودکار

جملات نمونه

timers are essential for keeping track of time.

تایمرها برای پیگیری زمان ضروری هستند.

she set multiple timers for her cooking.

او تایمرهای متعددی را برای آشپزی خود تنظیم کرد.

using timers can improve your productivity.

استفاده از تایمرها می‌تواند بهره‌وری شما را افزایش دهد.

he forgot to turn off the timers.

او فراموش کرد تایمرها را خاموش کند.

timers help manage your study sessions.

تایمرها به مدیریت جلسات مطالعه شما کمک می‌کنند.

she relies on timers to remind her of tasks.

او برای یادآوری وظایف به تایمرها تکیه می‌کند.

digital timers are more accurate than mechanical ones.

تایمرهای دیجیتال از تایمرهای مکانیکی دقیق‌تر هستند.

he uses timers for interval training.

او از تایمرها برای تمرینات تناوبی استفاده می‌کند.

timers can help you pace your workouts.

تایمرها می‌توانند به شما کمک کنند تا سرعت تمرینات خود را تنظیم کنید.

setting timers can prevent overcooking.

تنظیم تایمرها می‌تواند از پخت بیش از حد جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید