pauses

[ایالات متحده]/pɔːzɪz/
[بریتانیا]/pɔːzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توقفات یا وقفه‌های موقتی؛ قطع یا تأخیر؛ نشانه‌هایی که نشان‌دهنده‌ی توقف هستند
v. به‌طور موقت متوقف کردن؛ به‌طور موقت عملی را متوقف کردن؛ فشار دادن دکمه‌ی توقف روی یک دستگاه

عبارات و ترکیب‌ها

long pauses

مکث‌های طولانی

brief pauses

مکث‌های کوتاه

dramatic pauses

مکث‌های دراماتیک

natural pauses

مکث‌های طبیعی

intentional pauses

مکث‌های عمدی

silent pauses

مکث‌های سکوت

frequent pauses

مکث‌های مکرر

unexpected pauses

مکث‌های غیرمنتظره

thoughtful pauses

مکث‌های متفکرانه

hesitant pauses

مکث‌های مردد

جملات نمونه

she pauses to think before answering.

او برای فکر کردن قبل از پاسخ دادن مکث می‌کند.

he often pauses during his speech to emphasize key points.

او اغلب در طول سخنرانی خود برای تاکید بر نکات کلیدی مکث می‌کند.

the music pauses for a moment before the climax.

موسیقی قبل از اوج گرفتن برای لحظه‌ای مکث می‌کند.

take pauses while reading to absorb the information.

برای جذب اطلاعات، در حین خواندن مکث کنید.

she takes long pauses when she is nervous.

وقتی عصبی است، او مکث‌های طولانی می‌کند.

pauses in conversation can create a more thoughtful dialogue.

مکث در مکالمه می‌تواند یک گفتگوی متفکرانه‌تر ایجاد کند.

he pauses at the door, contemplating whether to enter.

او در آستانه در مکث می‌کند و در نظر می‌گیرد که آیا وارد شود.

pauses in music can enhance emotional impact.

مکث در موسیقی می‌تواند تاثیر احساسی را افزایش دهد.

she uses pauses to build suspense in her storytelling.

او از مکث برای ایجاد تعلیق در داستان‌سرایی خود استفاده می‌کند.

in meditation, pauses are essential for reflection.

در مراقبه، مکث برای تفکر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید