timespan

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره زمانی؛ یک مدت زمان
Word Forms
جمعtimespans

نمونه‌های واقعی

Forcing yourself to say someone's name and then recall it twice in a short timespan makes it much more likely to stick.

اجبار خود به گفتن نام کسی و سپس به خاطر آوردن آن دو بار در یک بازه زمانی کوتاه، احتمال اینکه در ذهن بماند را بسیار بیشتر می‌کند.

منبع: Popular Science Essays

Analysts are sceptical that production can recover in such a short timespan. The attack had caused a huge spike in the price of Brent crude.

تحلیلگران نسبت به اینکه تولید در چنین بازه زمانی کوتاهی می‌تواند بهبود یابد، شک دارند. حمله باعث افزایش شدید قیمت نفت برنت شد.

منبع: The Economist (Summary)

China's Kubuqi Ecological Restoration Project saw the successful greening of one-third of the Kubuqi Desert with 70 different plant species over a 30-year timespan.

پروژه احیای اکولوژیکی کوبوکی چین موفقیت‌آمیز بود و یک‌سوم از صحرای کوبوکی را با استفاده از 70 گونه گیاهی مختلف در یک بازه زمانی 30 ساله سبز کرد.

منبع: If there is a if.

The " Middle Ages" refers to a 1,000-year timespan, stretching from the fall of Rome in the 5th century to the Italian renaissance in the 15th.

دوره قرون وسطی به یک بازه زمانی 1000 ساله اشاره دارد که از سقوط روم در قرن 5 تا رنسانس ایتالیا در قرن 15 امتداد می‌یابد.

منبع: TED-Ed (video version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید