toasting

[ایالات متحده]/ˈtəʊstɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtoʊstɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل بالا بردن یک نوشیدنی به احترام کسی یا چیزی؛ عمل گرم کردن یا داغ کردن چیزی، به ویژه در مقابل آتش
Word Forms
جمعtoastings

عبارات و ترکیب‌ها

toasting bread

برشته کردن نان

toasting marshmallows

برشته کردن مارشمالو

toasting drinks

برشته کردن نوشیدنی ها

toasting nuts

برشته کردن آجیل

toasting cheese

برشته کردن پنیر

toasting spices

برشته کردن ادویه جات

toasting seeds

برشته کردن دانه ها

toasting cake

برشته کردن کیک

toasting pastries

برشته کردن شیرینی

toasting vegetables

برشته کردن سبزیجات

جملات نمونه

we are toasting to our friendship tonight.

ما امشب به دوستی خود مژده می‌گوییم.

she raised her glass for toasting the newlyweds.

او برای مژده گفتن به زوج تازه عروس لیوان خود را بالا برد.

toasting is a common tradition at weddings.

مژده گفتن یک سنت رایج در عروسی ها است.

everyone joined in toasting the birthday girl.

همه برای مژده گفتن به تولد دختر پیوستند.

he gave a heartfelt speech before toasting.

او قبل از مژده گفتن یک سخنرانی از صمیم قلب ارائه داد.

toasting with champagne is a celebratory gesture.

مژده گفتن با شامپاین یک حرکت جشن است.

we are toasting to a successful year ahead.

ما برای یک سال موفقیت آمیز آینده مژده می‌گوییم.

toasting is often accompanied by laughter and joy.

مژده گفتن اغلب با خنده و شادی همراه است.

they were toasting to their team's victory.

آنها برای پیروزی تیم خود مژده می گفتند.

toasting at the dinner table creates a warm atmosphere.

مژده گفتن در کنار میز شام فضایی گرم ایجاد می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید