toastmaster

[ایالات متحده]/ˈtəʊstˌmɑːstə/
[بریتانیا]/ˈtoʊstˌmæstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که بر یک ضیافت یا رویداد رسمی ریاست می‌کند؛ شخصی که در یک گردهمایی نوشیدنی می‌نوشد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

toastmaster duties

مسئولیت‌های مدیر مجری

toastmaster role

نقش مدیر مجری

toastmaster meeting

جلسه مدیر مجری

toastmaster club

باشگاه مدیر مجری

toastmaster speech

سخنرانی مدیر مجری

toastmaster training

آموزش مدیر مجری

toastmaster event

رویداد مدیر مجری

toastmaster program

برنامه مدیر مجری

toastmaster experience

تجربه مدیر مجری

toastmaster guidelines

دستورالعمل‌های مدیر مجری

جملات نمونه

the toastmaster introduced the speakers at the event.

مدیر جلسه سخنرانان را در طول رویداد معرفی کرد.

as a toastmaster, he ensured the event ran smoothly.

به عنوان مدیر جلسه، او اطمینان حاصل کرد که رویداد به خوبی پیش می رود.

the toastmaster's role is crucial for a successful meeting.

نقش مدیر جلسه برای یک جلسه موفق بسیار مهم است.

she practiced her speech in front of the toastmaster.

او سخنرانی خود را در حضور مدیر جلسه تمرین کرد.

the toastmaster kept the audience engaged throughout the night.

مدیر جلسه در طول شب مخاطبان را درگیر نگه داشت.

he was appointed as the toastmaster for the wedding reception.

او به عنوان مدیر جلسه برای پذیرایی عروسی منصوب شد.

the toastmaster delivered a humorous opening speech.

مدیر جلسه یک سخنرانی افتتاحیه طنزآمیز ارائه داد.

every toastmaster should be skilled in public speaking.

هر مدیر جلسه باید در سخنرانی در جمع مهارت داشته باشد.

the toastmaster called for a toast to celebrate the occasion.

مدیر جلسه برای بزرگداشت این مناسبت، درخواست نوشیدن جام (تست) کرد.

being a toastmaster requires confidence and charisma.

مدیر جلسه بودن به اعتماد به نفس و کاریزما نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید