| جمع | toboggans |
| شکل سوم شخص مفرد | toboggans |
| صفت یا فعل حال استمراری | tobogganing |
| زمان گذشته | tobogganed |
| قسمت سوم فعل | tobogganed |
toboggan ride
سر خوردن برف
toboggan hill
تپه برف
toboggan run
مسیر سر خوردنی
toboggan race
مسابقه سر خوردن
toboggan sled
اسلید برف
toboggan park
پارک برف
tobogganing fun
سر خوردن برف، تفریح
toboggan session
زمان سر خوردن برف
toboggan party
جشنچه سر خوردن برف
toboggan adventure
ماجراجویی با اسلید برف
the children raced down the toboggan hill.
کودکان با سرعت به سمت تپه برفنشین دویدند.
we enjoyed a thrilling ride on the toboggan.
ما از یک سواری هیجانانگیز با استفاده از توبوگان لذت بردیم.
he built a toboggan out of wood for winter fun.
او یک توبوگان از چوب برای تفریح زمستانی ساخت.
they took turns sliding down the toboggan.
آنها نوبتنوبت از توبوگان سر خوردند.
the toboggan glided smoothly over the snow.
توبوگان به راحتی روی برف سر خورد.
we packed a picnic to enjoy after tobogganing.
ما یک پیک نیک را برای لذت بردن بعد از بازی با توبوگان بستیم.
she fell off the toboggan and landed in the snow.
او از توبوگان افتاد و در برف فرود آمد.
the toboggan was too heavy for me to lift.
توبوگان برای من خیلی سنگین بود تا بتوانم آن را بلند کنم.
they decorated their toboggan for the winter festival.
آنها توبوگان خود را برای جشنواره زمستانی تزئین کردند.
we took a family photo on the toboggan.
ما یک عکس خانوادگی روی توبوگان گرفتیم.
toboggan ride
سر خوردن برف
toboggan hill
تپه برف
toboggan run
مسیر سر خوردنی
toboggan race
مسابقه سر خوردن
toboggan sled
اسلید برف
toboggan park
پارک برف
tobogganing fun
سر خوردن برف، تفریح
toboggan session
زمان سر خوردن برف
toboggan party
جشنچه سر خوردن برف
toboggan adventure
ماجراجویی با اسلید برف
the children raced down the toboggan hill.
کودکان با سرعت به سمت تپه برفنشین دویدند.
we enjoyed a thrilling ride on the toboggan.
ما از یک سواری هیجانانگیز با استفاده از توبوگان لذت بردیم.
he built a toboggan out of wood for winter fun.
او یک توبوگان از چوب برای تفریح زمستانی ساخت.
they took turns sliding down the toboggan.
آنها نوبتنوبت از توبوگان سر خوردند.
the toboggan glided smoothly over the snow.
توبوگان به راحتی روی برف سر خورد.
we packed a picnic to enjoy after tobogganing.
ما یک پیک نیک را برای لذت بردن بعد از بازی با توبوگان بستیم.
she fell off the toboggan and landed in the snow.
او از توبوگان افتاد و در برف فرود آمد.
the toboggan was too heavy for me to lift.
توبوگان برای من خیلی سنگین بود تا بتوانم آن را بلند کنم.
they decorated their toboggan for the winter festival.
آنها توبوگان خود را برای جشنواره زمستانی تزئین کردند.
we took a family photo on the toboggan.
ما یک عکس خانوادگی روی توبوگان گرفتیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید