toes

[ایالات متحده]/təʊz/
[بریتانیا]/toʊz/

ترجمه

n. ارقام در انتهای پا

عبارات و ترکیب‌ها

toes in the sand

انگشتان در شن

cold toes

انگشتان سرد

toes wiggle

انگشتان تکان بخورند

big toes

انگشتان پا بزرگ

toes curl

انگشتان جمع شوند

toes stubbed

انگشتان ضربه خوردند

paint the toes

انگشتان پا را رنگ آمیزی کنید

sore toes

انگشتان پا درد

toes flex

انگشتان خم شوند

frostbitten toes

انگشتان پا له شده با سرما

جملات نمونه

she wiggled her toes in the sand.

او انگشتان پا را در شن حرکت داد.

he stubbed his toe on the coffee table.

او به پای خود برخورد کرد و انگشت شست پا را به میز قهوه کوبید.

the dancer pointed her toes gracefully.

رقصنده با ظرافت انگشتان پا را نشانه رفت.

i massaged my toes after a long walk.

من بعد از یک پیاده‌روی طولانی، انگشتان پاهایم را ماساژ دادم.

she painted her toes bright red.

او انگشتان پایش را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.

he felt a sharp pain in his big toe.

او یک درد شدید در انگشت شست پایش احساس کرد.

the athlete stretched his toes before the race.

ورزشکار قبل از مسابقه انگشتان پایش را کشید.

she curled her toes and held onto the edge.

او انگشتان پا را جمع کرد و به لبه چسبید.

he had a fungal infection between his toes.

او یک عفونت قارچی بین انگشتان پا داشت.

she wore sandals to show off her painted toes.

او صندل پوشید تا انگشتان پاهای نقاشی شده‌اش را به نمایش بگذارد.

he wiggled his toes to keep warm.

او برای گرم ماندن انگشتان پا را حرکت داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید