toes in the sand
انگشتان در شن
cold toes
انگشتان سرد
toes wiggle
انگشتان تکان بخورند
big toes
انگشتان پا بزرگ
toes curl
انگشتان جمع شوند
toes stubbed
انگشتان ضربه خوردند
paint the toes
انگشتان پا را رنگ آمیزی کنید
sore toes
انگشتان پا درد
toes flex
انگشتان خم شوند
frostbitten toes
انگشتان پا له شده با سرما
she wiggled her toes in the sand.
او انگشتان پا را در شن حرکت داد.
he stubbed his toe on the coffee table.
او به پای خود برخورد کرد و انگشت شست پا را به میز قهوه کوبید.
the dancer pointed her toes gracefully.
رقصنده با ظرافت انگشتان پا را نشانه رفت.
i massaged my toes after a long walk.
من بعد از یک پیادهروی طولانی، انگشتان پاهایم را ماساژ دادم.
she painted her toes bright red.
او انگشتان پایش را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.
he felt a sharp pain in his big toe.
او یک درد شدید در انگشت شست پایش احساس کرد.
the athlete stretched his toes before the race.
ورزشکار قبل از مسابقه انگشتان پایش را کشید.
she curled her toes and held onto the edge.
او انگشتان پا را جمع کرد و به لبه چسبید.
he had a fungal infection between his toes.
او یک عفونت قارچی بین انگشتان پا داشت.
she wore sandals to show off her painted toes.
او صندل پوشید تا انگشتان پاهای نقاشی شدهاش را به نمایش بگذارد.
he wiggled his toes to keep warm.
او برای گرم ماندن انگشتان پا را حرکت داد.
toes in the sand
انگشتان در شن
cold toes
انگشتان سرد
toes wiggle
انگشتان تکان بخورند
big toes
انگشتان پا بزرگ
toes curl
انگشتان جمع شوند
toes stubbed
انگشتان ضربه خوردند
paint the toes
انگشتان پا را رنگ آمیزی کنید
sore toes
انگشتان پا درد
toes flex
انگشتان خم شوند
frostbitten toes
انگشتان پا له شده با سرما
she wiggled her toes in the sand.
او انگشتان پا را در شن حرکت داد.
he stubbed his toe on the coffee table.
او به پای خود برخورد کرد و انگشت شست پا را به میز قهوه کوبید.
the dancer pointed her toes gracefully.
رقصنده با ظرافت انگشتان پا را نشانه رفت.
i massaged my toes after a long walk.
من بعد از یک پیادهروی طولانی، انگشتان پاهایم را ماساژ دادم.
she painted her toes bright red.
او انگشتان پایش را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.
he felt a sharp pain in his big toe.
او یک درد شدید در انگشت شست پایش احساس کرد.
the athlete stretched his toes before the race.
ورزشکار قبل از مسابقه انگشتان پایش را کشید.
she curled her toes and held onto the edge.
او انگشتان پا را جمع کرد و به لبه چسبید.
he had a fungal infection between his toes.
او یک عفونت قارچی بین انگشتان پا داشت.
she wore sandals to show off her painted toes.
او صندل پوشید تا انگشتان پاهای نقاشی شدهاش را به نمایش بگذارد.
he wiggled his toes to keep warm.
او برای گرم ماندن انگشتان پا را حرکت داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید