blisters

[ایالات متحده]/blɪstərz/
[بریتانیا]/blɪstərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.pl. تاول; ورم دردناک و پر از مایع روی پوست که ناشی از اصطکاک یا سوختگی است
v. تاول ایجاد کردن; سوزاندن یا سوختن

عبارات و ترکیب‌ها

blisters are painful

کف پاها دردناک هستند

جملات نمونه

she developed blisters after hiking in new shoes.

او بعد از پیاده‌روی با کفش‌های جدید دچار تاول شد.

blisters can be painful if not treated properly.

اگر به درستی درمان نشوند، تاول‌ها می‌توانند دردناک باشند.

he applied a bandage to protect the blisters on his feet.

او برای محافظت از تاول‌های روی پاهایش، باند پوشید.

blisters often form due to friction or burns.

تاول‌ها اغلب به دلیل اصطکاک یا سوختگی ایجاد می‌شوند.

it's important to let blisters heal naturally.

مهم است که اجازه دهید تاول‌ها به طور طبیعی بهبود یابند.

she was advised to avoid popping her blisters.

به او توصیه شد تاول‌هایش را نترکاند.

blisters can be a sign of an allergic reaction.

تاول‌ها می‌توانند نشانه یک واکنش آلرژیک باشند.

he noticed blisters forming after working with chemicals.

او متوجه شد که بعد از کار با مواد شیمیایی، تاول‌هایی در حال تشکیل شدن هستند.

wearing breathable shoes can help prevent blisters.

پوشیدن کفش‌های قابل تنفس می‌تواند به جلوگیری از تاول‌ها کمک کند.

she treated her blisters with a soothing ointment.

او تاول‌های خود را با یک کرم تسکین‌دهنده درمان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید