toffee

[ایالات متحده]/'tɒfɪ/
[بریتانیا]/'tɔfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبنی‌تیاز، تافی‌تیاز
Word Forms
جمعtoffees

جملات نمونه

He can’t dance for toffee!

او نمی‌تواند برقصد!

I love toffee ice cream.

من عاشق بستنی توفی هستم.

She baked a batch of toffee cookies.

او یک دسته بیسکویت توفی پخت.

He enjoys toffee-flavored coffee.

او از قهوه با طعم توفی لذت می برد.

The toffee was sticky and sweet.

توفی چسبناک و شیرین بود.

They sell delicious toffee candies.

آنها آبنبات توفی خوشمزه می فروشند.

She wrapped the toffee in colorful paper.

او توفی را در کاغذهای رنگارنگ پیچید.

The toffee melted in my mouth.

توفی در دهان من آب شد.

He gifted me a box of toffee bars.

او یک جعبه میله توفی به من هدیه داد.

The recipe calls for chopped toffee pieces.

دستور غذا نیاز به تکه های توفی خرد شده دارد.

She made a toffee sauce for the dessert.

او سس توفی برای دسر درست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید