tomboyish

[ایالات متحده]/ˈtɒm.bɔɪ.ɪʃ/
[بریتانیا]/ˈtɑːm.bɔɪ.ɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ویژگی یک دختر که به شیوه‌ای پسرانه رفتار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

tomboyish girl

دخترانه و پسرانه

tomboyish style

سبک پسرانه

tomboyish behavior

رفتار پسرانه

tomboyish attitude

نگاه پسرانه

tomboyish charm

جاذبه پسرانه

tomboyish look

ظاهر پسرانه

tomboyish personality

شخصیت پسرانه

tomboyish fashion

مد پسرانه

tomboyish traits

ویژگی‌های پسرانه

tomboyish friends

دوستان پسرانه

جملات نمونه

she has a tomboyish style that sets her apart from her peers.

او دارای سبکی پسرانه است که او را از همسالانش متمایز می‌کند.

his tomboyish behavior often surprises his friends.

رفتار پسرانه او اغلب دوستانش را شگفت زده می‌کند.

the tomboyish girl loves playing sports more than dressing up.

دختر پسرانه عاشق بازی کردن ورزش بیشتر از لباس پوشیدن است.

her tomboyish nature makes her a favorite among the boys.

طبع پسرانه او باعث می‌شود که مورد علاقه پسران باشد.

he prefers tomboyish activities like climbing and biking.

او ترجیح می‌دهد فعالیت‌های پسرانه مانند صعود و دوچرخه‌سواری را انجام دهد.

with her tomboyish charm, she easily makes new friends.

با جذابیت پسرانه خود، او به راحتی دوست جدید پیدا می‌کند.

growing up, she embraced her tomboyish side without hesitation.

در دوران کودکی، او بدون تردید از سمت پسرانه خود استقبال کرد.

his tomboyish antics always bring laughter to the group.

رفتارهای پسرانه او همیشه خنده را به جمع هدیه می‌دهد.

she often gets mistaken for a boy due to her tomboyish looks.

به دلیل ظاهر پسرانه او اغلب او را با پسر اشتباه می‌گیرند.

her tomboyish attitude challenges traditional gender roles.

نگاه پسرانه او نقش‌های جنسیتی سنتی را به چالش می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید