sculpted

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تراشیده یا شکل‌گرفته توسط تراشیدن (زمان گذشته‌ی مجسمه‌سازی)
Word Forms
زمان گذشتهsculpted
قسمت سوم فعلsculpted

عبارات و ترکیب‌ها

well-sculpted

به خوبی مجسم شده

artfully sculpted

به طور هنرمندانه مجسم شده

sculpted figure

تصویر مجسمه

جملات نمونه

The ladies had their hair sculpted by the leading coiffeur of the day.

خانم‌ها موهای خود را با سشوارساز برجسته روز مدل‌سازی کردند.

the doors were bronzed with sculpted reliefs.

درها با نقش‌های برجسته برنزه شده بودند.

She bought herself a new car. She sculpted a likeness of herself.

او یک ماشین جدید برای خودش خرید. او یک مجسمه از خودش ساخت.

Some researchers see the australopithecine mouth as sculpted for munching small, hard objects such as seeds.

برخی از محققان دهان استرالوپیتکین را برای خوردن اشیاء کوچک و سخت مانند دانه‌ها مجسم شده می‌بینند.

This is because thin nasal skin has a high capacity to contract and redrape over the sculpted framework.

این به این دلیل است که پوست نازک بینی توانایی بالایی برای منقبض شدن و بازسازی بر روی قاب مدل‌سازی شده دارد.

The sculpted statue stood proudly in the center of the square.

مجسمه ساخته شده با افتخار در مرکز میدان ایستاده بود.

She sculpted a beautiful vase out of clay.

او یک گلدان زیبا از خاک رس ساخت.

The artist sculpted the marble into a lifelike figure.

هنرمند سنگ مرمر را به یک مجسمه زنده تبدیل کرد.

His sculpted physique was the result of years of hard work at the gym.

اندام ورزیده او نتیجه سال‌ها تلاش سخت در باشگاه بود.

The sculpted details on the building facade were truly impressive.

جزئیات ساخته شده در نمای ساختمان واقعا چشمگیر بود.

She admired the finely sculpted features of the ancient statue.

او به ویژگی‌های ظریف مجسمه باستانی که با دقت ساخته شده بود، نگاه کرد.

The sculpted arches of the cathedral added to its grandeur.

طاق‌های ساخته شده در کلیسا به شکوه آن افزود.

He had a sculpted jawline that made him look like a model.

او یک خط فک ساخته شده داشت که باعث می‌شد مانند یک مدل به نظر برسد.

The sculpted gardens were a sight to behold.

باغ‌های ساخته شده یک منظره‌ای برای تماشا بودند.

The artist's hands sculpted magic out of clay.

دست‌های هنرمند جادو را از خاک رس ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید