muscled

[ایالات متحده]/[ˈmʌs.əld]/
[بریتانیا]/[ˈmʌs.əld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای عضلات؛ قوی و خوش‌عضله؛ حاوی یا مشخص شده با عضلات.
v. (در مورد عضله) توسعه یافتن یا قوی‌تر شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

muscled arms

بازوهای عضلانی

highly muscled

بسیار عضلانی

muscled physique

اندام عضلانی

well-muscled

خوب عضلانی

muscled chest

قفسه سینه عضلانی

getting muscled

در حال عضله گرفتن

muscled legs

پاهای عضلانی

muscled back

پشت عضلانی

muscled shoulders

شانه‌های عضلانی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید