tonnages

[ایالات متحده]/ˈtʌnɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈtʌnɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع تن، اشاره به اندازه‌گیری اندازه یک کشتی بر اساس جابه‌جایی آن؛ جابه‌جایی تن‌سنجی یک ناو جنگی؛ باربری به ازای هر تن بار؛ وزن محاسبه شده به تن

عبارات و ترکیب‌ها

heavy tonnages

بار سنگین

large tonnages

بار بزرگ

total tonnages

بار کل

export tonnages

بار صادراتی

import tonnages

بار وارداتی

record tonnages

بار رکورد

annual tonnages

بار سالانه

estimated tonnages

بار تخمینی

projected tonnages

بار پیش‌بینی‌شده

contracted tonnages

بار قرارداد شده

جملات نمونه

the ship can carry large tonnages of cargo.

کشتی می تواند محموله های بزرگ را حمل کند.

we need to calculate the tonnages for the shipping schedule.

ما باید تنژها را برای برنامه حمل و نقل محاسبه کنیم.

the port handles millions of tonnages each year.

بندر هر سال میلیون ها تن را جابجا می کند.

different vessels have different tonnages for their capacities.

کشتی های مختلف ظرفیت های مختلفی دارند.

reducing the tonnages can help lower shipping costs.

کاهش تنژها می تواند به کاهش هزینه های حمل و نقل کمک کند.

they reported the tonnages of fish caught this season.

آنها گزارش کردند که چه مقدار ماهی در این فصل صید شده است.

heavy machinery often requires high tonnages for transport.

ماشین آلات سنگین اغلب به حمل و نقل نیاز به تنژ بالا دارند.

the company aims to increase its tonnages by 20% this year.

این شرکت قصد دارد امسال تنژ خود را 20 درصد افزایش دهد.

we must monitor the tonnages to ensure compliance with regulations.

ما باید تنژها را برای اطمینان از رعایت مقررات رصد کنیم.

accurate records of tonnages are essential for financial reporting.

ثبت دقیق تنژها برای گزارش های مالی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید