tormentor

[ایالات متحده]/tɔː'mentə/
[بریتانیا]/tɔr'mɛntɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که رنج یا درد ایجاد می‌کند، شکنجه‌گر
Word Forms

جملات نمونه

Many people live with a tormentor in their head that continuously attacks and punishes them and drains them of vital energy.

بسیاری از مردم با یک شکنجه‌گر در سر خود زندگی می‌کنند که به طور مداوم به آنها حمله و تنبیه می‌کند و انرژی حیاتی آنها را تخلیه می‌کند.

A wasp having severely stung a horse, the latter kicked and pranced about, with an intention of destroying its tormentor .

در حالی که یک زنبور عسل به شدت به یک اسب نیش زده بود، اسب لگد زد و با قصد از بین بردن آزاردهنده خود به این سو و آن سو می‌رفت.

The bully was known as the school tormentor.

او به عنوان آزاردهنده مدرسه شناخته می‌شد.

She was haunted by the memories of her childhood tormentor.

او توسط خاطرات آزاردهنده دوران کودکی خود آزار داده می‌شد.

The tormentor enjoyed inflicting pain on others.

آزاردهنده از وارد کردن درد به دیگران لذت می‌برد.

He felt like a tormentor for causing her so much distress.

او احساس می‌کرد که به دلیل ایجاد ناراحتی زیاد برای او، آزاردهنده است.

The villain in the movie was portrayed as a cruel tormentor.

قهرمان بد فیلم به عنوان یک آزاردهنده بی‌رحم به تصویر کشیده شده بود.

The tormentor's actions were ruthless and relentless.

رفتارهای آزاردهنده بی‌رحمانه و بی‌وقفه بود.

She couldn't escape the clutches of her tormentor.

او نمی‌توانست از چنگال آزاردهنده خود فرار کند.

The tormentor's words cut deep into her soul.

کلمات آزاردهنده عمیقاً در روح او نفوذ می‌کردند.

The victim finally stood up to her tormentor.

قربانی سرانجام در برابر آزاردهنده خود ایستاد.

The tormentor's behavior was intolerable and inhumane.

رفتار آزاردهنده غیرقابل تحمل و غیرانسانی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید