totalled

[ایالات متحده]/ˈtəʊtld/
[بریتانیا]/ˈtoʊtld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. محاسبه کردن مجموع چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

totalled amount

مبلغ کل

totalled cost

هزینه کل

totalled expenses

هزینه‌های کل

totalled figures

اعداد کل

totalled sales

فروش کل

totalled revenue

درآمد کل

totalled losses

زیان‌های کل

totalled profit

سود کل

totalled results

نتایج کل

totalled assets

دارایی‌های کل

جملات نمونه

the accident totalled my car.

حادثه باعث شد ماشین من کاملاً از بین برود.

his expenses totalled more than he expected.

هزینه‌های او بیشتر از حد انتظارش بود.

the damage from the storm totalled millions.

آسیب ناشی از طوفان به میلیون‌ها رسید.

her debts totalled a significant amount.

بدهی‌های او مبلغ قابل توجهی را شامل می‌شد.

the project totalled over a year of work.

این پروژه بیش از یک سال کار طول کشید.

the donations totalled an impressive sum.

کمک‌های مالی جمع‌آوری شده مبلغ قابل توجهی بود.

the team's goals totalled thirty this season.

اهداف تیم در این فصل سی عدد بود.

his achievements totalled a lifetime of effort.

دستاوردهای او حاصل یک عمر تلاش بود.

the bill totalled far more than i anticipated.

مبلغ صورتحساب بسیار بیشتر از حد پیش‌بینی من بود.

the injuries totalled several players from the team.

آسیب‌دیدگی‌ها باعث شد چندین بازیکن از تیم کنار گذاشته شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید