toughly tested
به شدت آزمایش شده
toughly built
به شدت ساخته شده
toughly worded
به شدت بیان شده
toughly negotiated
به شدت مذاکره شده
toughly challenged
به شدت به چالش کشیده شده
toughly defended
به شدت دفاع شده
toughly regulated
به شدت تنظیم شده
toughly fought
به شدت جنگیده شده
toughly managed
به شدت مدیریت شده
toughly handled
به شدت رسیدگی شده
she handled the situation toughly, showing her resilience.
او با قاطعیت و انعطافپذیری با این وضعیت برخورد کرد و مقاومت خود را نشان داد.
he was toughly criticized for his poor performance.
او به دلیل عملکرد ضعیف خود به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
the coach trained the team toughly to prepare them for the championship.
مربی تیم را به شدت آموزش داد تا آنها را برای مسابقات آماده کند.
she toughly negotiated the terms of the contract.
او شرایط قرارداد را به طور قاطعانه مذاکره کرد.
the soldier was toughly trained for combat situations.
سرباز برای شرایط جنگی به طور قاطعانه آموزش دیده بود.
he faced the challenges toughly, never backing down.
او با چالشها به طور قاطعانه روبرو شد و هرگز دست نکشید.
the manager dealt with employee issues toughly to maintain discipline.
مدیر برای حفظ نظم، مسائل کارکنان را به طور قاطعانه مدیریت کرد.
she toughly defended her beliefs during the debate.
او در طول بحث، به طور قاطعانه از باورهای خود دفاع کرد.
they toughly competed for the championship title.
آنها به طور قاطعانه برای کسب عنوان قهرمانی رقابت کردند.
the teacher graded the assignments toughly to encourage improvement.
معلم برای تشویق به بهبود، تکالیف را به طور قاطعانه تصحیح کرد.
toughly tested
به شدت آزمایش شده
toughly built
به شدت ساخته شده
toughly worded
به شدت بیان شده
toughly negotiated
به شدت مذاکره شده
toughly challenged
به شدت به چالش کشیده شده
toughly defended
به شدت دفاع شده
toughly regulated
به شدت تنظیم شده
toughly fought
به شدت جنگیده شده
toughly managed
به شدت مدیریت شده
toughly handled
به شدت رسیدگی شده
she handled the situation toughly, showing her resilience.
او با قاطعیت و انعطافپذیری با این وضعیت برخورد کرد و مقاومت خود را نشان داد.
he was toughly criticized for his poor performance.
او به دلیل عملکرد ضعیف خود به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
the coach trained the team toughly to prepare them for the championship.
مربی تیم را به شدت آموزش داد تا آنها را برای مسابقات آماده کند.
she toughly negotiated the terms of the contract.
او شرایط قرارداد را به طور قاطعانه مذاکره کرد.
the soldier was toughly trained for combat situations.
سرباز برای شرایط جنگی به طور قاطعانه آموزش دیده بود.
he faced the challenges toughly, never backing down.
او با چالشها به طور قاطعانه روبرو شد و هرگز دست نکشید.
the manager dealt with employee issues toughly to maintain discipline.
مدیر برای حفظ نظم، مسائل کارکنان را به طور قاطعانه مدیریت کرد.
she toughly defended her beliefs during the debate.
او در طول بحث، به طور قاطعانه از باورهای خود دفاع کرد.
they toughly competed for the championship title.
آنها به طور قاطعانه برای کسب عنوان قهرمانی رقابت کردند.
the teacher graded the assignments toughly to encourage improvement.
معلم برای تشویق به بهبود، تکالیف را به طور قاطعانه تصحیح کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید