toughly

[ایالات متحده]/ˈtʌfli/
[بریتانیا]/ˈtʌfli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز قوی یا قهری؛ به شیوه‌ای سرسخت یا مداوم

عبارات و ترکیب‌ها

toughly tested

به شدت آزمایش شده

toughly built

به شدت ساخته شده

toughly worded

به شدت بیان شده

toughly negotiated

به شدت مذاکره شده

toughly challenged

به شدت به چالش کشیده شده

toughly defended

به شدت دفاع شده

toughly regulated

به شدت تنظیم شده

toughly fought

به شدت جنگیده شده

toughly managed

به شدت مدیریت شده

toughly handled

به شدت رسیدگی شده

جملات نمونه

she handled the situation toughly, showing her resilience.

او با قاطعیت و انعطاف‌پذیری با این وضعیت برخورد کرد و مقاومت خود را نشان داد.

he was toughly criticized for his poor performance.

او به دلیل عملکرد ضعیف خود به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.

the coach trained the team toughly to prepare them for the championship.

مربی تیم را به شدت آموزش داد تا آنها را برای مسابقات آماده کند.

she toughly negotiated the terms of the contract.

او شرایط قرارداد را به طور قاطعانه مذاکره کرد.

the soldier was toughly trained for combat situations.

سرباز برای شرایط جنگی به طور قاطعانه آموزش دیده بود.

he faced the challenges toughly, never backing down.

او با چالش‌ها به طور قاطعانه روبرو شد و هرگز دست نکشید.

the manager dealt with employee issues toughly to maintain discipline.

مدیر برای حفظ نظم، مسائل کارکنان را به طور قاطعانه مدیریت کرد.

she toughly defended her beliefs during the debate.

او در طول بحث، به طور قاطعانه از باورهای خود دفاع کرد.

they toughly competed for the championship title.

آنها به طور قاطعانه برای کسب عنوان قهرمانی رقابت کردند.

the teacher graded the assignments toughly to encourage improvement.

معلم برای تشویق به بهبود، تکالیف را به طور قاطعانه تصحیح کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید