townsfolk

[ایالات متحده]/'taʊnzfəʊk/
[بریتانیا]/'taʊnz,fok/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکنان یک شهر؛ شهروندان یک شهر؛ ساکنان یک شهر
Word Forms
جمعtownsfolk

جملات نمونه

The townsfolk gathered at the town square for the annual festival.

مردم شهر در میدان شهر برای جشن سالانه گرد هم آمدند.

The townsfolk were excited about the new library opening in their town.

مردم شهر از افتتاح کتابخانه جدید در شهرشان هیجان‌زده بودند.

The townsfolk came together to help rebuild after the devastating storm.

مردم شهر برای کمک به بازسازی پس از طوفان ویرانگر گرد هم آمدند.

The townsfolk relied on each other for support during difficult times.

مردم شهر در زمان‌های سخت برای حمایت از یکدیگر به یکدیگر تکیه می‌کردند.

The townsfolk celebrated the harvest with a big feast.

مردم شهر با یک جشن بزرگ، برداشت محصول را جشن گرفتند.

The townsfolk were known for their hospitality towards visitors.

مردم شهر به خاطر مهمان‌نوازی خود نسبت به بازدیدکنندگان مشهور بودند.

The townsfolk shared stories and laughter around the bonfire.

مردم شهر دور آتش، داستان‌ها و خنده‌ها را با هم به اشتراک گذاشتند.

The townsfolk decorated the streets with colorful banners for the holiday.

مردم شهر با بنرهای رنگارنگ، خیابان‌ها را برای تعطیلات تزئین کردند.

The townsfolk supported the local businesses by shopping at the market.

مردم شهر با خرید در بازار از کسب و کارهای محلی حمایت کردند.

The townsfolk organized a clean-up day to beautify their town.

مردم شهر یک روز پاکسازی برای زیباسازی شهر خود سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید