help villagers
کمک به روستاییان
angry villagers
روستاییان عصبانی
protect villagers
محافظت از روستاییان
local villagers
روستاییان محلی
villagers gathered
جمع آوری روستاییان
meet villagers
مقابله با روستاییان
support villagers
حمایت از روستاییان
villagers protested
روستاییان اعتراض کردند
poor villagers
روستاییان فقیر
trust villagers
روستاییان را اعتماد کن
the villagers gathered in the town square to celebrate the festival.
سکانهای روستایی در میدان شهر جمع شدند تا جشن را جشن بگیرند.
many villagers helped rebuild their homes after the earthquake.
بسیاری از روستاییها پس از زلزله به بازسازی خانههای خود کمک کردند.
the villagers relied on the river for their drinking water.
روستاییها از رودخانه برای آب آشامیدن خود استفاده میکردند.
the local government consulted with the villagers on the new project.
دولت محلی با روستاییها در مورد پروژه جدید مشورت کرد.
the villagers were wary of the strangers entering their village.
روستاییها از افراد غریبی که به روستایشان وارد میشدند میترسیدند.
the villagers worked together to harvest the rice crop.
روستاییها با هم کار کردند تا محصول برنج را برداشت کنند.
the villagers shared stories and traditions passed down through generations.
روستاییها داستانها و روشهای سنتی که از نسل به نسل منتقل شدهاند را با هم به اشتراک گذاشتند.
the villagers expressed their concerns about the proposed development.
روستاییها نگرانیهای خود درباره توسعه پیشنهادی را بیان کردند.
the villagers organized a fundraising event for the local school.
روستاییها یک رویداد جمعآوری کمکهای مالی برای مدرسه محلی ترتیب دادند.
the villagers welcomed the tourists with warm hospitality.
روستاییها گیشهای سفر کننده را با دوستی گرم خوشآمد گفتند.
the villagers protected their land from outside developers.
روستاییها زمین خود را از توسعهگران خارجی حفظ کردند.
help villagers
کمک به روستاییان
angry villagers
روستاییان عصبانی
protect villagers
محافظت از روستاییان
local villagers
روستاییان محلی
villagers gathered
جمع آوری روستاییان
meet villagers
مقابله با روستاییان
support villagers
حمایت از روستاییان
villagers protested
روستاییان اعتراض کردند
poor villagers
روستاییان فقیر
trust villagers
روستاییان را اعتماد کن
the villagers gathered in the town square to celebrate the festival.
سکانهای روستایی در میدان شهر جمع شدند تا جشن را جشن بگیرند.
many villagers helped rebuild their homes after the earthquake.
بسیاری از روستاییها پس از زلزله به بازسازی خانههای خود کمک کردند.
the villagers relied on the river for their drinking water.
روستاییها از رودخانه برای آب آشامیدن خود استفاده میکردند.
the local government consulted with the villagers on the new project.
دولت محلی با روستاییها در مورد پروژه جدید مشورت کرد.
the villagers were wary of the strangers entering their village.
روستاییها از افراد غریبی که به روستایشان وارد میشدند میترسیدند.
the villagers worked together to harvest the rice crop.
روستاییها با هم کار کردند تا محصول برنج را برداشت کنند.
the villagers shared stories and traditions passed down through generations.
روستاییها داستانها و روشهای سنتی که از نسل به نسل منتقل شدهاند را با هم به اشتراک گذاشتند.
the villagers expressed their concerns about the proposed development.
روستاییها نگرانیهای خود درباره توسعه پیشنهادی را بیان کردند.
the villagers organized a fundraising event for the local school.
روستاییها یک رویداد جمعآوری کمکهای مالی برای مدرسه محلی ترتیب دادند.
the villagers welcomed the tourists with warm hospitality.
روستاییها گیشهای سفر کننده را با دوستی گرم خوشآمد گفتند.
the villagers protected their land from outside developers.
روستاییها زمین خود را از توسعهگران خارجی حفظ کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید