toxins

[ایالات متحده]/ˈtɒksɪnz/
[بریتانیا]/ˈtɑːksɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سموم تولید شده توسط موجودات زنده؛ مواد که می‌توانند به موجودات آسیب برسانند

عبارات و ترکیب‌ها

remove toxins

از بین بردن سموم

eliminate toxins

حذف سموم

toxins exposure

قرار گرفتن در معرض سموم

toxins buildup

تجمع سموم

toxins cleanse

پاکسازی سموم

toxins removal

حذف سموم

detoxify toxins

سم‌زدایی از سموم

toxins levels

سطح سموم

reduce toxins

کاهش سموم

toxins impact

اثرات سموم

جملات نمونه

our bodies naturally eliminate toxins.

بدن ما به طور طبیعی سموم را دفع می‌کند.

exposure to toxins can lead to serious health issues.

قرار گرفتن در معرض سموم می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

many fruits and vegetables help detoxify toxins.

میوه‌ها و سبزیجات فراوان به سم زدایی از سموم کمک می‌کنند.

drinking plenty of water helps flush out toxins.

نوشیدن آب فراوان به دفع سموم کمک می‌کند.

toxins can accumulate in our bodies over time.

سموم می‌توانند در طول زمان در بدن ما تجمع یابند.

some detox diets claim to remove toxins quickly.

برخی از رژیم‌های سم زدایی ادعا می‌کنند که سموم را به سرعت از بین می‌برند.

environmental toxins can affect wildlife populations.

سموم محیطی می‌توانند بر جمعیت حیات وحش تأثیر بگذارند.

regular exercise can help reduce toxins in the body.

ورزش منظم می‌تواند به کاهش سموم در بدن کمک کند.

heavy metals are common environmental toxins.

فلزات سنگین سموم محیطی رایج هستند.

reducing exposure to toxins is important for health.

کاهش قرار گرفتن در معرض سموم برای سلامتی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید