transcribe

[ایالات متحده]/trænˈskraɪb/
[بریتانیا]/trænˈskraɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کپی کردن یا بازنویسی؛
n. کسی که کپی می‌کند.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtranscribing
زمان گذشتهtranscribed
شکل سوم شخص مفردtranscribes
قسمت سوم فعلtranscribed
جمعtranscribes

جملات نمونه

transcribe a tape-recording

نوشتن دوباره یک نوار ضبط

a word transcribed literatim.

یک کلمه که دقیقاً به صورت الفبایی نوشته شده است.

his largest early work was transcribed for organ.

بزرگترین اثر اولیه او برای ارگان نوشته شد.

I need to transcribe the interview for the article.

من باید مصاحلمه را برای مقاله بنویسم.

The secretary will transcribe the meeting notes.

منشی یادداشت‌های جلسه را خواهد نوشت.

It is important to transcribe the lyrics of the song accurately.

نقل قول دقیق شعر آهنگ بسیار مهم است.

The court reporter will transcribe the proceedings of the trial.

گزارشگر دادگاه روند دادگاه را خواهد نوشت.

Can you transcribe this audio recording into text for me?

آیا می توانید این ضبط صوتی را برای من به متن تبدیل کنید؟

The historian spent hours transcribing the ancient manuscript.

تاریخ‌نگار ساعت‌ها برای نوشتن نسخه خطی باستانی وقت گذراند.

Transcribing medical records requires accuracy and attention to detail.

نوشتن سوابق پزشکی نیاز به دقت و توجه به جزئیات دارد.

The student volunteered to transcribe the teacher's lecture for the class.

دانشجو داوطلبانه سخنرانی معلم را برای کلاس نوشت.

The company hired a professional transcriber to transcribe the audio files.

شرکت یک نویسنده حرفه ای استخدام کرد تا فایل های صوتی را بنویسد.

Transcribing interviews is a common task for journalists.

نوشتن مصاحبه یک کار رایج برای روزنامه نگاران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید