translates

[ایالات متحده]/trænsˈleɪts/
[بریتانیا]/trænˈsleɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. معنی (کلمات یا متن) را به زبان دیگر بیان کردن؛ توضیح دادن یا تفسیر کردن؛ تبدیل کردن از یک فرم به فرم دیگر؛ ترجمه شدن

عبارات و ترکیب‌ها

translates to

به ترجمه تبدیل می‌شود

translates into

به ترجمه تبدیل می‌شود

translates well

به خوبی ترجمه می‌شود

translates directly

به طور مستقیم ترجمه می‌شود

translates easily

به آسانی ترجمه می‌شود

translates literally

به طور تحت‌اللفظی ترجمه می‌شود

translates accurately

به طور دقیق ترجمه می‌شود

translates effectively

به طور مؤثر ترجمه می‌شود

translates smoothly

به طور روان ترجمه می‌شود

translates differently

به طور متفاوت ترجمه می‌شود

جملات نمونه

the translator translates books from french to english.

مترجم کتاب‌ها را از فرانسه به انگلیسی ترجمه می‌کند.

she translates the lyrics of songs for her friends.

او متن آهنگ‌ها را برای دوستانش ترجمه می‌کند.

the software translates text in real time.

نرم‌افزار متن را در زمان واقعی ترجمه می‌کند.

he translates technical documents for the company.

او اسناد فنی را برای شرکت ترجمه می‌کند.

the app translates conversations between users.

برنامه مکالمات بین کاربران را ترجمه می‌کند.

she translates children's stories into various languages.

او داستان‌های کودکان را به زبان‌های مختلف ترجمه می‌کند.

the professor translates ancient texts for research.

پروفسور متون باستانی را برای تحقیق ترجمه می‌کند.

he translates subtitles for foreign films.

او زیرنویس فیلم‌های خارجی را ترجمه می‌کند.

the website translates user reviews into multiple languages.

وب‌سایت نظرات کاربران را به چندین زبان ترجمه می‌کند.

she translates academic papers for international journals.

او مقالات علمی را برای مجلات بین‌المللی ترجمه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید