treason

[ایالات متحده]/'triːz(ə)n/
[بریتانیا]/'trizn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیانت به کشور خود؛ عدم وفاداری
Word Forms
جمعtreasons

عبارات و ترکیب‌ها

high treason

خیانت به کشور

جملات نمونه

he was convicted of treason and executed.

او به اتهام خیانت محکوم و اعدام شد.

doubt is the ultimate treason against faith.

شک، بالاترین خیانت به ایمان است.

bring a charge of treason against sb.

تهمت خیانت به کسی وارد کردن.

he was resolute to retort the charge of treason on his foes.

او مصمم بود تا اتهام خیانت را به دشمنان خود متهم کند.

With close-tongued treason and the ravisher!

با خیانت پنهان و اغواگر!

The public prosecutor charged treason against the prisoner.

دادستان عمومی متهم را به خیانت مجرم شناخته است.

He was beheaded for high treason.

او به دلیل خیانت بزرگ سر بریده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید