treats

[ایالات متحده]/triːts/
[بریتانیا]/triːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهمان‌نوازی؛ سرگرمی؛ لذت
v. مدیریت می‌کند؛ بحث می‌کند؛ در نظر می‌گیرد؛ دعوت می‌کند (به یک وعده غذا)

عبارات و ترکیب‌ها

sweet treats

شیرینی‌های خوشمزه

dog treats

خوراک سگ

healthy treats

خوراکی‌های سالم

holiday treats

خوراکی‌های تعطیلات

party treats

خوراکی‌های مهمانی

homemade treats

خوراکی‌های خانگی

gourmet treats

خوراکی‌های گوروته

special treats

خوراکی‌های ویژه

sugar treats

خوراکی‌های شکر

chocolate treats

خوراکی‌های شکلاتی

جملات نمونه

she always treats her friends to dinner.

او همیشه دوستانش را به شام دعوت می‌کند.

the doctor treats his patients with care.

پزشک با دقت از بیماران خود مراقبت می‌کند.

he treats himself to a movie every weekend.

او هر آخر هفته خود را به تماشای فیلم تشویق می‌کند.

they treat their customers like family.

آنها با خانواده‌شان مشتریان خود رفتار می‌کنند.

she treats her dog with love and affection.

او با عشق و محبت با سگش رفتار می‌کند.

he treats his work very seriously.

او کار خود را بسیار جدی می‌گیرد.

she treats herself to a spa day once a month.

او ماهی یک بار خود را به یک روز اسپا تشویق می‌کند.

they treat every occasion as a special event.

آنها هر مناسبت را به عنوان یک رویداد ویژه جشن می‌گیرند.

he treats his mistakes as learning opportunities.

او اشتباهات خود را به عنوان فرصت‌هایی برای یادگیری در نظر می‌گیرد.

she treats her garden with great care.

او با دقت زیادی از باغ خود مراقبت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید