trekker

[ایالات متحده]/'trekə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برند خودرو؛ یک کوله‌پشتی‌گرد؛ یک مسافر که به سفرهای طولانی پیاده می‌رود
Word Forms
جمعtrekkers

جملات نمونه

She is an experienced trekker who has hiked in various countries.

او یک کوهنورد با تجربه است که در کشورهای مختلف کوهنوردی کرده است.

The group of trekkers set off early in the morning to climb the mountain.

گروه کوهنوردان صبح زود برای صعود به کوه راه افتادند.

The trekker carried a heavy backpack filled with camping gear.

کوهنورد یک کوله‌پشتی سنگین پر از وسایل کمپینگ حمل می‌کرد.

The trekker navigated through the dense forest using a map and compass.

کوهنورد با استفاده از نقشه و قطب‌نما از جنگل انبوه عبور کرد.

The trekker enjoyed the peaceful solitude of the remote wilderness.

کوهنورد از تنهایی آرام و دورافتاده طبیعت وحشی لذت برد.

As a seasoned trekker, he knew the importance of proper footwear.

همانطور که یک کوهنورد با تجربه بود، او اهمیت کفش مناسب را می‌دانست.

The trekker stopped to rest and take in the breathtaking view from the mountain peak.

کوهنورد برای استراحت و تماشای منظره نفس‌گیر از قله کوه توقف کرد.

The trekker encountered a variety of wildlife while hiking through the national park.

کوهنورد در حین پیاده‌روی در پارک ملی با انواع حیات وحش مواجه شد.

After a long day of trekking, the tired trekker pitched a tent to camp for the night.

بعد از یک روز طولانی کوهنوردی، کوهنورد خسته یک چادر برپا کرد تا شب را کمپ کند.

The trekker shared stories around the campfire with fellow hikers.

کوهنورد داستان‌ها را دور آتش با سایر کوهنوردان به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید