trendily

[ایالات متحده]/ˈtrɛndɪli/
[بریتانیا]/ˈtrɛndɪli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای مدرن یا شیک

عبارات و ترکیب‌ها

dress trendily

به‌روز لباس بپوشید

live trendily

به‌روز زندگی کنید

shop trendily

به‌روز خرید کنید

travel trendily

به‌روز سفر کنید

decorate trendily

به‌روز تزئین کنید

eat trendily

به‌روز غذا بخورید

design trendily

به‌روز طراحی کنید

accessorize trendily

به‌روز تزئین کنید

party trendily

به‌روز مهمانی کنید

blog trendily

به‌روز وبلاگ کنید

جملات نمونه

she always dresses trendily for every occasion.

او همیشه به‌روز و مطابق مد برای هر مناسبتی لباس می‌پوشد.

the café is designed trendily to attract young customers.

کافه به‌روز و به‌طوری طراحی شده است که مشتریان جوان را جذب کند.

he decorates his apartment trendily with modern art.

او آپارتمانش را به‌روز و با آثار هنری مدرن تزئین می‌کند.

they launched a trendily packaged product line.

آنها یک خط تولید محصول با بسته‌بندی به‌روز راه اندازی کردند.

her blog focuses on living trendily on a budget.

وبلاگ او بر زندگی به‌روز و مقرون‌به‌صرفه تمرکز دارد.

the fashion show featured trendily designed outfits.

نمایش مد شامل لباس‌های به‌روز طراحی شده بود.

he always speaks trendily about the latest tech gadgets.

او همیشه به‌روز در مورد آخرین گجت‌های فناوری صحبت می‌کند.

they have a trendily styled website that attracts visitors.

آنها یک وب سایت به‌روز و شیک دارند که بازدیدکنندگان را جذب می‌کند.

her hairstyle is always trendily updated.

مدل موی او همیشه به‌روز است.

the event was trendily themed, attracting a lot of attention.

موضوع رویداد به‌روز بود و توجه زیادی را به خود جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید