tribunal

[ایالات متحده]/traɪ'bjuːn(ə)l/
[بریتانیا]/traɪ'bjunl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دادگاه; نیمکت قاضی; حکم.
Word Forms
جمعtribunals

عبارات و ترکیب‌ها

legal tribunal

دادگاه قانونی

arbitration tribunal

دادگاه داوری

arbitral tribunal

دادگاه داوری

جملات نمونه

before the tribunal of conscience

قبل از دادگاه وجدان.

the tribunal of public opinion.

دادگاه افکار عمومی

the coupling of tribunals with ministerial enquiries.

تکمیل دادگاه‌ها با تحقیقات وزارتی

the tribunal's decision went against them.

تصمیم دادگاه علیه آنها بود.

implored the tribunal to have mercy.

از دادگاه خواست تا مهربان باشد.

stand before the tribunal of public opinion

در برابر دادگاه افکار عمومی ایستاد.

He was brought before the tribunal for trial.

او برای محاکمه در دادگاه حاضر شد.

The rent tribunal reduced my rent.

هیئت‌اجاره‌بندی اجاره من را کاهش داد.

a tribunal must observe the principles of natural justice.

دادگاه باید اصول عدالت طبیعی را رعایت کند.

an industrial tribunal ruled that he was unfairly dismissed.

دادگاه صنعتی حکم کرد که او به طور ناعادلانه اخراج شده است.

The revolutionary tribunal measured out harsh justice.

دادگاه انقلابی عدالت سختگیرانه را اجرا کرد.

They were handed over to a military tribunal for trial.

آنها برای محاکمه به یک دادگاه نظامی تحویل داده شدند.

No legal aid was available to cover representation before tribunals.

کمک قانونی در دسترس نبود تا پوشش نمایندگی در دادگاه‌ها.

the Tribunal's decision clearly exceeds its powers under the statute.

تصمیم دادگاه به وضوح از اختیارات آن تحت قانون فراتر می‌رود.

an industrial tribunal ruled that he was unfairly dismissed from his job.

یک دادگاه صنعتی حکم کرد که او به طور ناعادلانه از کار برکنار شده است.

نمونه‌های واقعی

His supporters have accused the tribunal of anti-Serb bias.

طرفداران او دادگاه را به وجود سوگیری ضد صرب متهم کرده‌اند.

منبع: BBC Listening Compilation June 2021

The UN established a special tribunal in Tanzania to try the key perpetrators.

سازمان ملل متحد یک دادگاه ویژه در تانزانیا برای محاکمه متهمان اصلی ایجاد کرد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

I'm the law, I'm the tribunal!

من قانونم، من دادگاه هستم!

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

" The Trial" reconstructs a tribunal that took place in Moscow in 1930.

فیلم "جلسه دادگاه" یک دادگاه که در سال 1930 در مسکو برگزار شد را بازسازی می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

With the formal determination being made, he says, by a court, perhaps an international criminal tribunal.

با توجه به اینکه تصمیم رسمی توسط یک دادگاه، شاید یک دادگاه کیفری بین‌المللی اتخاذ شده است.

منبع: NPR News March 2016 Collection

Hasenfus is on trial in a people's tribunal for allegedly shipping supplies to contra rebel forces.

هازنفس در دادگاه مردمی به اتهام ارسال لوازم و تجهیزات به نیروهای شورشی کانترا تحت محاکمه است.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

The audiotape needs to be listened to at least by an independent international tribunal of some kind.

نوار صوتی حداقل باید توسط یک دادگاه بین‌المللی مستقل از نوعی گوش داده شود.

منبع: NPR News November 2018 Collection

The tribunal is now in session.

دادگاه اکنون در حال برگزاری است.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

He was jailed by a military tribunal in February.

او در ماه فوریه توسط یک دادگاه نظامی به زندان محکوم شد.

منبع: BBC Listening June 2019 Compilation

God bless the United States and this honorable tribunal.

خدا آمریکا و این دادگاه محترم را حفظ کند.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید