tribunals

[ایالات متحده]/traɪˈbjuːnəlz/
[بریتانیا]/traɪˈbjuːnəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دادگاه‌های عدالت یا نهادهای قضایی؛ محل قاضی؛ تصمیمات یا احکامی که اتخاذ می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

international tribunals

دادگاه‌های بین‌المللی

military tribunals

دادگاه‌های نظامی

special tribunals

دادگاه‌های ویژه

tribunals system

سیستم دادگاه‌ها

tribunals authority

اختیارات دادگاه‌ها

tribunals decisions

تصمیمات دادگاه‌ها

tribunals hearings

جلسات دادگاه‌ها

tribunals procedures

روش‌های دادگاه‌ها

tribunals members

اعضای دادگاه‌ها

tribunals jurisdiction

قضاوتی دادگاه‌ها

جملات نمونه

the tribunals are responsible for ensuring justice is served.

دادگاه‌ها مسئول اطمینان از اجرای عدالت هستند.

many tribunals operate under international law.

بسیاری از دادگاه‌ها تحت قوانین بین‌المللی فعالیت می‌کنند.

the decision of the tribunals is final and binding.

تصمیم دادگاه‌ها قطعی و لازم‌الاجرا است.

tribunals often handle cases of human rights violations.

دادگاه‌ها اغلب موارد نقض حقوق بشر را رسیدگی می‌کنند.

some tribunals specialize in labor disputes.

برخی از دادگاه‌ها در رسیدگی به اختلافات کار تخصص دارند.

tribunals are essential for resolving conflicts peacefully.

دادگاه‌ها برای حل صلح‌آمیز منازعات ضروری هستند.

legal representatives often appear before the tribunals.

نمایندگان قانونی اغلب در دادگاه‌ها حضور دارند.

tribunals can be found in many countries around the world.

دادگاه‌ها را می‌توان در بسیاری از کشورهای جهان یافت.

the tribunals will review the evidence presented.

دادگاه‌ها مدارک ارائه شده را بررسی خواهند کرد.

public access to tribunals is an important principle.

دسترسی عمومی به دادگاه‌ها یک اصل مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید