trivialities

[ایالات متحده]/trɪˈvɪə.lɪ.tiz/
[بریتانیا]/trɪˈvɪə.lɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که بی‌اهمیت یا ناچیز هستند؛ جزئیات کوچک یا کم‌اهمیت؛ جنبه‌های بی‌مقدار یا سطحی شخصیت یک فرد

عبارات و ترکیب‌ها

ignore trivialities

نادیده گرفتن جزئیات

discuss trivialities

بحث درباره جزئیات

focus on trivialities

تمرکز بر جزئیات

avoid trivialities

اجتناب از جزئیات

emphasize trivialities

تاکید بر جزئیات

debate trivialities

مناظره درباره جزئیات

consider trivialities

در نظر گرفتن جزئیات

analyze trivialities

تجزیه و تحلیل جزئیات

examine trivialities

بررسی جزئیات

dismiss trivialities

رد کردن جزئیات

جملات نمونه

she often gets distracted by trivialities.

او اغلب به دلیل مسائل جزئی حواس خود را از دست می‌دهد.

let's not waste time on trivialities.

بیایید وقت خود را روی مسائل جزئی تلف نکنیم.

he tends to overlook important matters for trivialities.

او اغلب به دلیل مسائل جزئی، مسائل مهم را نادیده می‌گیرد.

trivialities can sometimes lead to bigger issues.

مسائل جزئی گاهی اوقات می‌توانند منجر به مشکلات بزرگتر شوند.

we should focus on the main issues, not the trivialities.

ما باید بر روی مسائل اصلی تمرکز کنیم، نه مسائل جزئی.

she is always caught up in trivialities.

او همیشه درگیر مسائل جزئی است.

trivialities often cloud our judgment.

مسائل جزئی اغلب قضاوت ما را مختل می‌کنند.

he has a habit of discussing trivialities at meetings.

او عادت دارد مسائل جزئی را در جلسات مطرح کند.

ignoring trivialities can help improve productivity.

نادیده گرفتن مسائل جزئی می‌تواند به بهبود بهره‌وری کمک کند.

they wasted hours on trivialities instead of making decisions.

آنها ساعت‌ها وقت خود را روی مسائل جزئی تلف کردند به جای اینکه تصمیم بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید