troubles ahead
مشکلات پیش رو
troubles arise
مشکلات بوجود میآیند
troubles brewing
مشکلات در حال شکلگیری هستند
troubles come
مشکلات میآیند
troubleshooter needed
نیاز به رفع مشکلکننده
troubles in paradise
مشکلات در بهشت
troubles galore
مشکلات فراوان
troubles remain
مشکلات باقی میمانند
troubles multiply
مشکلات تکثیر میشوند
she has been facing many troubles at work.
او با مشکلات زیادی در محل کار روبرو بوده است.
he tried to solve his financial troubles.
او سعی کرد مشکلات مالی خود را حل کند.
they discussed their troubles with each other.
آنها مشکلات خود را با یکدیگر در میان گذاشتند.
many people experience troubles in their relationships.
بسیاری از مردم مشکلات زیادی را در روابط خود تجربه می کنند.
she often finds herself in troubles.
او اغلب خود را در موقعیت های مشکلساز میبیند.
he has troubles keeping up with his studies.
او در پیشرفت در تحصیلات خود مشکل دارد.
they need to address their troubles before moving forward.
آنها باید قبل از پیشرفت، به مشکلات خود رسیدگی کنند.
her troubles seemed to multiply overnight.
مشکلات او به نظر می رسید که یک شبه دوچندان شده اند.
he always helps his friends with their troubles.
او همیشه به دوستانش در حل مشکلاتشان کمک می کند.
after the meeting, they felt relieved of their troubles.
پس از جلسه، آنها از رهایی از مشکلات خود احساس راحتی کردند.
troubles ahead
مشکلات پیش رو
troubles arise
مشکلات بوجود میآیند
troubles brewing
مشکلات در حال شکلگیری هستند
troubles come
مشکلات میآیند
troubleshooter needed
نیاز به رفع مشکلکننده
troubles in paradise
مشکلات در بهشت
troubles galore
مشکلات فراوان
troubles remain
مشکلات باقی میمانند
troubles multiply
مشکلات تکثیر میشوند
she has been facing many troubles at work.
او با مشکلات زیادی در محل کار روبرو بوده است.
he tried to solve his financial troubles.
او سعی کرد مشکلات مالی خود را حل کند.
they discussed their troubles with each other.
آنها مشکلات خود را با یکدیگر در میان گذاشتند.
many people experience troubles in their relationships.
بسیاری از مردم مشکلات زیادی را در روابط خود تجربه می کنند.
she often finds herself in troubles.
او اغلب خود را در موقعیت های مشکلساز میبیند.
he has troubles keeping up with his studies.
او در پیشرفت در تحصیلات خود مشکل دارد.
they need to address their troubles before moving forward.
آنها باید قبل از پیشرفت، به مشکلات خود رسیدگی کنند.
her troubles seemed to multiply overnight.
مشکلات او به نظر می رسید که یک شبه دوچندان شده اند.
he always helps his friends with their troubles.
او همیشه به دوستانش در حل مشکلاتشان کمک می کند.
after the meeting, they felt relieved of their troubles.
پس از جلسه، آنها از رهایی از مشکلات خود احساس راحتی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید