troughed

[ایالات متحده]/[trɒft]/
[بریتانیا]/[trɒft]/

ترجمه

v. به شکل یک فریز درآوردن یا شکل دادن؛ جریان یا حرکت در یک روش فریز مانند.
adj. به شکل فریز.

عبارات و ترکیب‌ها

troughed heavily

خیس شده بسیار

road troughed out

جاده خیس شده

troughed area

منطقه خیس شده

troughed surface

سطح خیس شده

troughed repeatedly

خیس شده تکراری

troughed design

طراحی خیس شده

troughed channel

کانال خیس شده

troughed landscape

پهنه خیس شده

troughed structure

ساختار خیس شده

troughed valley

وادی خیس شده

جملات نمونه

the road troughed significantly after the heavy rains.

پس از باران‌های سنگین، جاده به طور قابل توجهی تغییر شکل گرفت.

the stock market troughed and then began to recover.

بازار سهام به کف خود رسید و سپس شروع به بازگشت کرد.

her voice troughed with emotion as she finished the speech.

وقتی او سخنرانی خود را پایان داد، صدای او با احساسات پر شده بود.

the river troughed through the valley, a scenic route.

رودخانه از دشت عبور کرد، یک مسیر زیبای طبیعی.

the data troughed in february before rising steadily.

داده‌ها در فوریه به کف خود رسیدند و سپس به طور پایدار افزایش یافتند.

the mountain pass troughed between two towering peaks.

مرز کوهی بین دو قله بلند قرار دارد.

the demand troughed during the holiday season.

در فصل تعطیلات، تقاضا به کف خود رسید.

the temperature troughed at 10 degrees celsius overnight.

دما طی شب به 10 درجه سانتی‌گراد رسید.

the pipeline troughed under the riverbed.

لوله‌کشی زیر پایه رودخانه قرار دارد.

the sales troughed last quarter due to competition.

فروش‌ها در نیم‌سال گذشته به دلیل رقابت به کف خود رسید.

the land troughed gently, creating a natural bowl.

زمین به آرامی تغییر شکل یافت و یک کاسه طبیعی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید