trudges

[ایالات متحده]/trʌdʒɪz/
[بریتانیا]/trʌdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیاده‌روی‌های طولانی و خسته‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

he trudges home

او با خستگی به خانه می‌رود

she trudges through

او از میان آن ها با سختی عبور می‌کند

they trudges on

آنها به راه خود ادامه می‌دهند

the dog trudges

سگ با خستگی راه می‌رود

he trudges along

او در امتداد آن با خستگی می‌رود

she trudges back

او با خستگی برمی‌گردد

he trudges forward

او با خستگی به جلو می‌رود

they trudges uphill

آنها با سختی به سمت بالا می‌روند

she trudges slowly

او به آرامی با خستگی می‌رود

he trudges wearily

او با خستگی زیاد راه می‌رود

جملات نمونه

the dog trudges through the deep snow.

سگ در برف عمیق به سختی پیش می‌رود.

he trudges home after a long day at work.

او پس از یک روز طولانی کاری با خستگی به خانه برمی‌گردد.

she trudges up the hill, feeling exhausted.

او در حالی که احساس خستگی می‌کند، به سختی بالا می‌رود.

the soldier trudges through the muddy battlefield.

سرباز در حالی که به سختی از میان میدان جنگ گل‌آلود عبور می‌کند.

he trudges along the beach, lost in thought.

او در حالی که غرق در فکر است، در امتداد ساحل به سختی پیش می‌رود.

the student trudges into class late.

دانشجو با تاخیر به سختی وارد کلاس می‌شود.

after the hike, she trudges back to the campsite.

پس از پیاده‌روی، او با خستگی به کمپ بازمی‌گردد.

the old man trudges down the street with a cane.

مرد پیر با یک عصا به سختی در خیابان پایین می‌رود.

he trudges through the rain, determined to reach home.

او در حالی که در باران به سختی پیش می‌رود، مصمم است به خانه برسد.

she trudges along the path, feeling the weight of her worries.

او در حالی که در امتداد مسیر به سختی پیش می‌رود، سنگینی نگرانی‌های خود را احساس می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید