races

[ایالات متحده]/[ˈreɪsɪz]/
[بریتانیا]/[ˈreɪsɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسابقه‌ای بین افراد یا تیم‌ها برای رقابت به خاطر پیروزی؛ گروهی از افراد که خصوصیات مشترکی مانند اصل، زبان یا فرهنگ دارند؛ نسل‌های حاصل از یک حیوان یا گیاه خاص
v. در یک مسابقه رقابت کنید؛ پرورش یا تولید مثل حیوانات یا گیاهان
adj. مربوط به یا ویژگی یک نژاد

عبارات و ترکیب‌ها

races ahead

رکوردها را می‌شکند

races against

در برابر مسابقه می‌دهد

horse races

مسابقات اسب سواری

car races

مسابقات اتومبیل رانی

races ongoing

مسابقات در حال انجام است

races finished

مسابقات به پایان رسید

races scheduled

مسابقات زمان‌بندی شده

races tomorrow

مسابقات فردا

races popular

مسابقات محبوب

races important

مسابقات مهم

جملات نمونه

the races were incredibly close, with several lead changes.

نژادها به طرز باورنکردنی‌ای نزدیک بودند، با چندین تغییر رهبری.

she enjoys watching horse races on television.

او از تماشای مسابقات اسب سواری در تلویزیون لذت می برد.

the marathon includes races of varying distances.

ماراتن شامل مسابقاتی با فواصل مختلف است.

he's a keen participant in local races.

او یک شرکت کننده مشتاق در مسابقات محلی است.

the races will be broadcast live online.

مسابقات به صورت زنده آنلاین پخش خواهند شد.

the company sponsors several regional races.

شرکت حامی چندین مسابقه منطقه ای است.

the starting races are always the most exciting.

مسابقات آغازین همیشه هیجان انگیزترین هستند.

we're organizing a series of races for charity.

ما در حال سازماندهی یک سری مسابقات برای کمک به خیریه هستیم.

the snow races were postponed due to the weather.

مسابقات برف به دلیل شرایط آب و هوایی به تعویق افتادند.

the races attracted a large crowd of spectators.

مسابقات تعداد زیادی تماشاچی را به خود جذب کرد.

he's training hard for the upcoming races.

او برای مسابقات آتی سخت تمرین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید