truisms

[ایالات متحده]/ˈtruːɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈtruːɪzəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیانی که به وضوح درست است و چیز جدید یا جالبی نمی‌گوید

عبارات و ترکیب‌ها

common truisms

حقیقت‌های رایج

obvious truisms

حقیقت‌های آشکار

simple truisms

حقیقت‌های ساده

accepted truisms

حقیقت‌های پذیرفته شده

universal truisms

حقیقت‌های جهانی

popular truisms

حقیقت‌های محبوب

timeless truisms

حقیقت‌های جاودانه

cultural truisms

حقیقت‌های فرهنگی

life truisms

حقیقت‌های زندگی

basic truisms

حقیقت‌های اساسی

جملات نمونه

his speech was filled with truisms that everyone already knew.

سخنرانی او مملو از کلیشه‌هایی بود که همه از قبل می‌دانستند.

sometimes, truisms can be more impactful than complex ideas.

گاهی اوقات، کلیشه‌ها می‌توانند مؤثرتر از ایده‌های پیچیده باشند.

she often quotes truisms to emphasize her point.

او اغلب از کلیشه‌ها برای تأکید بر نکته خود نقل قول می‌کند.

truisms about life can serve as valuable reminders.

کلیشه‌های مربوط به زندگی می‌توانند به عنوان یادآوری‌های ارزشمند عمل کنند.

in his book, he explores various truisms about success.

در کتابش، او به بررسی انواع مختلف کلیشه‌های مربوط به موفقیت می‌پردازد.

people often dismiss truisms as clichés, but they hold truth.

مردم اغلب کلیشه‌ها را به عنوان کلیشه رد می‌کنند، اما حاوی حقیقت هستند.

truisms can sometimes provide comfort in difficult times.

گاهی اوقات کلیشه‌ها می‌توانند در زمان‌های سخت تسلی بخش باشند.

his advice was filled with truisms that resonated with the audience.

توصیه‌های او مملو از کلیشه‌هایی بود که با مخاطبان همخوانی داشت.

we often overlook the power of simple truisms.

ما اغلب قدرت کلیشه‌های ساده را نادیده می‌گیریم.

truisms about friendship are often the most profound.

کلیشه‌های مربوط به دوستی اغلب عمیق‌ترین هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید