trumpeter

[ایالات متحده]/'trʌmpɪtə/
[بریتانیا]/'trʌmpɪtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوازنده شیپور; علامت دهنده; کسی که ترومپت می‌نوازد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

skilled trumpeter

نوازنده ترومپت ماهر

famous trumpeter

نوازنده ترومپت مشهور

jazz trumpeter

نوازنده ترومپت جاز

classical trumpeter

نوازنده ترومپت کلاسیک

trumpeter swan

گوشنی ترومپتر

جملات نمونه

He made a big impression five years ago as a sideman with the trumpeter Terence Blanchard, and now he tours and records with the pianist Herbie Hancock.

او پنج سال پیش به عنوان نوازنده همراه با ترومپتیست ترنس بلانچارد تأثیر زیادی گذاشت و اکنون با پیانیست هربی هانکک تور و ضبط می‌کند.

The trumpeter played a beautiful melody.

ترومپتیست یک ملودی زیبا نواخت.

The jazz band featured a talented trumpeter.

گروه جاز دارای یک ترومپتیست با استعداد بود.

The trumpeter practiced diligently to perfect his skills.

ترومپتیست برای بهبود مهارت‌های خود با جدیت تمرین کرد.

The famous trumpeter will perform at the concert tonight.

ترومپتیست مشهور امشب در کنسرت اجرا خواهد کرد.

The trumpeter's solo captivated the audience.

قطعه بداهه ترومپتیست مخاطبان را مجذوب خود کرد.

The trumpeter joined the orchestra for the symphony performance.

ترومپتیست برای اجرای سمفونی به ارکستر پیوست.

The talented trumpeter won a prestigious music award.

ترومپتیست با استعداد برنده جایزه موسیقی معتبر شد.

The trumpeter's sound filled the concert hall.

صدای ترومپتیست سالن کنسرت را پر کرد.

The trumpeter's improvisation skills were impressive.

مهارت‌های بداهه ترومپتیست بسیار چشمگیر بودند.

The trumpeter's performance received a standing ovation.

اجرای ترومپتیست با تشویق ایستاده‌ای مورد استقبال قرار گرفت.

نمونه‌های واقعی

Okay, and you're gonna be mouth trumpeters in the back with the melody.

خب، شما در پشت صحنه با ملودی، ترومپت‌نوای دهانی خواهید بود.

منبع: Modern Family - Season 04

There were now five Trumpeters on the lake.

حالا پنج ترومپتر در دریاچه وجود داشتند.

منبع: The Trumpet Swan

This is most unusual for a young Trumpeter.

این برای یک ترومپتر جوان بسیار غیرمعمول است.

منبع: The Trumpet Swan

Sam knew enough about birds to know that these were Trumpeters.

سام درباره پرندگان به اندازه کافی می‌دانست که بداند اینها ترومپترها هستند.

منبع: The Trumpet Swan

The trumpeter soon became one of the most famous musicians of his time.

ترومپتر به زودی به یکی از مشهورترین نوازندگان زمان خود تبدیل شد.

منبع: National Parks of the United States

Louis was musically inclined and was eager to become a really good trumpeter.

لویی از نظر موسیقی استعداد داشت و مشتاق بود که به یک ترومپتر خیلی خوب تبدیل شود.

منبع: The Trumpet Swan

The trumpeter wears the ottoman flag and heralds satan who fell from heaven as a star.

ترومپتر پرچم عثمانی را به تن می‌کند و شیطان را که از بهشت ​​افتاده است، به عنوان یک ستاره اعلام می‌کند.

منبع: Secrets of Masterpieces

Plenty! There's a trumpeter who thinks she's the best musician in the band, though she certainly isn't.

خیلی زیاد! ترومپتری وجود دارد که فکر می کند بهترین نوازنده گروه است، اگرچه مطمئناً اینطور نیست.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

" Louis was a trumpeter. You don't suppose he's somewhere around here, do you? "

"- لویی یک ترومپتر بود. فکر نمی‌کنی او در این نزدیکی باشد؟"

منبع: The Trumpet Swan

You're a great trumpeter--one of the best. I'm delighted to hear about this love affair, Louis.

شما یک ترومپتر عالی هستید - یکی از بهترین ها. از شنیدن این ماجراجویی عاشقانه، لویی، خوشحال شدم.

منبع: The Trumpet Swan

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید