trundling

[ایالات متحده]/ˈtrʌndəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtrʌndəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور سنگین حرکت یا غلتیدن؛ با وسیله نقلیه حمل کردن؛ به آرامی راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

trundling along

حرکت دادن

trundling down

حرکت به سمت پایین

trundling away

دور شدن

trundling back

بازگشت

trundling past

عبور از کنار

trundling forward

حرکت به جلو

trundling home

بازگشت به خانه

trundling around

چرخش

trundling along slowly

حرکت آهسته

trundling in circles

چرخش در دایره

جملات نمونه

the children were trundling their toys down the hill.

کودکان اسباب‌بازی‌های خود را در سرازیری تپه هل می‌دادند.

he was trundling along the street with his shopping cart.

او در حالی که یک سبد خرید با خود داشت، در خیابان به آرامی حرکت می‌کرد.

the dog was trundling after its owner in the park.

سگ در پارک به دنبال صاحبش به آرامی حرکت می‌کرد.

she saw the baby trundling across the living room.

او دید که نوزاد در حال عبور از اتاق نشیمن به آرامی حرکت می‌کند.

they were trundling their bikes up the steep hill.

آنها دوچرخه‌های خود را با سختی در سربالایی تپه هل می‌دادند.

the old man was trundling his suitcase to the train station.

مرد پیر چمدان خود را به سمت ایستگاه قطار به آرامی می‌برد.

the cart was trundling over the cobblestone road.

چرخ دستی در حال حرکت روی جاده سنگفرش بود.

she watched the kids trundling through the playground.

او دید که بچه‌ها در حال عبور از زمین بازی به آرامی حرکت می‌کنند.

the wheels were trundling noisily on the pavement.

چرخ‌ها با صدای زیاد روی پیاده‌رو حرکت می‌کردند.

he was trundling a heavy load of bricks to the construction site.

او یک محموله سنگین آجر را به محل ساخت و ساز به آرامی می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید