trundling along
حرکت دادن
trundling down
حرکت به سمت پایین
trundling away
دور شدن
trundling back
بازگشت
trundling past
عبور از کنار
trundling forward
حرکت به جلو
trundling home
بازگشت به خانه
trundling around
چرخش
trundling along slowly
حرکت آهسته
trundling in circles
چرخش در دایره
the children were trundling their toys down the hill.
کودکان اسباببازیهای خود را در سرازیری تپه هل میدادند.
he was trundling along the street with his shopping cart.
او در حالی که یک سبد خرید با خود داشت، در خیابان به آرامی حرکت میکرد.
the dog was trundling after its owner in the park.
سگ در پارک به دنبال صاحبش به آرامی حرکت میکرد.
she saw the baby trundling across the living room.
او دید که نوزاد در حال عبور از اتاق نشیمن به آرامی حرکت میکند.
they were trundling their bikes up the steep hill.
آنها دوچرخههای خود را با سختی در سربالایی تپه هل میدادند.
the old man was trundling his suitcase to the train station.
مرد پیر چمدان خود را به سمت ایستگاه قطار به آرامی میبرد.
the cart was trundling over the cobblestone road.
چرخ دستی در حال حرکت روی جاده سنگفرش بود.
she watched the kids trundling through the playground.
او دید که بچهها در حال عبور از زمین بازی به آرامی حرکت میکنند.
the wheels were trundling noisily on the pavement.
چرخها با صدای زیاد روی پیادهرو حرکت میکردند.
he was trundling a heavy load of bricks to the construction site.
او یک محموله سنگین آجر را به محل ساخت و ساز به آرامی میبرد.
trundling along
حرکت دادن
trundling down
حرکت به سمت پایین
trundling away
دور شدن
trundling back
بازگشت
trundling past
عبور از کنار
trundling forward
حرکت به جلو
trundling home
بازگشت به خانه
trundling around
چرخش
trundling along slowly
حرکت آهسته
trundling in circles
چرخش در دایره
the children were trundling their toys down the hill.
کودکان اسباببازیهای خود را در سرازیری تپه هل میدادند.
he was trundling along the street with his shopping cart.
او در حالی که یک سبد خرید با خود داشت، در خیابان به آرامی حرکت میکرد.
the dog was trundling after its owner in the park.
سگ در پارک به دنبال صاحبش به آرامی حرکت میکرد.
she saw the baby trundling across the living room.
او دید که نوزاد در حال عبور از اتاق نشیمن به آرامی حرکت میکند.
they were trundling their bikes up the steep hill.
آنها دوچرخههای خود را با سختی در سربالایی تپه هل میدادند.
the old man was trundling his suitcase to the train station.
مرد پیر چمدان خود را به سمت ایستگاه قطار به آرامی میبرد.
the cart was trundling over the cobblestone road.
چرخ دستی در حال حرکت روی جاده سنگفرش بود.
she watched the kids trundling through the playground.
او دید که بچهها در حال عبور از زمین بازی به آرامی حرکت میکنند.
the wheels were trundling noisily on the pavement.
چرخها با صدای زیاد روی پیادهرو حرکت میکردند.
he was trundling a heavy load of bricks to the construction site.
او یک محموله سنگین آجر را به محل ساخت و ساز به آرامی میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید