act trustworthily
با اعتماد عمل کنید
speak trustworthily
با اعتماد صحبت کنید
behave trustworthily
با اعتماد رفتار کنید
trustworthily handle
با اعتماد رسیدگی کنید
trustworthily report
با اعتماد گزارش دهید
trustworthily manage
با اعتماد مدیریت کنید
trustworthily deliver
با اعتماد تحویل دهید
trustworthily communicate
با اعتماد ارتباط برقرار کنید
trustworthily represent
با اعتماد نمایندگی کنید
trustworthily advise
با اعتماد مشاوره دهید
she always handles her responsibilities trustworthily.
او همیشه با اطمینان و مسئولیت پذیری وظایف خود را انجام می دهد.
we need to trustworthily assess the situation before making a decision.
ما باید قبل از تصمیم گیری، وضعیت را به طور قابل اعتماد ارزیابی کنیم.
he has proven to be trustworthily committed to his work.
او ثابت کرده است که به طور قابل اعتماد به کار خود متعهد است.
trustworthily sharing information is crucial in a team.
اشتراک گذاری اطلاعات به طور قابل اعتماد در یک تیم بسیار مهم است.
they trustworthily delivered the project on time.
آنها پروژه را به موقع و به طور قابل اعتماد تحویل دادند.
it's important to trustworthily communicate with clients.
ارتباط با مشتریان به طور قابل اعتماد مهم است.
she trustworthily manages the finances of the organization.
او امور مالی سازمان را به طور قابل اعتماد مدیریت می کند.
we expect our partners to act trustworthily in all dealings.
ما انتظار داریم شرکای ما در همه معاملات به طور قابل اعتماد عمل کنند.
trustworthily following guidelines helps ensure safety.
رعایت دستورالعمل ها به طور قابل اعتماد به اطمینان از ایمنی کمک می کند.
he trustworthily reports all findings to his supervisor.
او تمام یافته ها را به طور قابل اعتماد به سرپرست خود گزارش می دهد.
act trustworthily
با اعتماد عمل کنید
speak trustworthily
با اعتماد صحبت کنید
behave trustworthily
با اعتماد رفتار کنید
trustworthily handle
با اعتماد رسیدگی کنید
trustworthily report
با اعتماد گزارش دهید
trustworthily manage
با اعتماد مدیریت کنید
trustworthily deliver
با اعتماد تحویل دهید
trustworthily communicate
با اعتماد ارتباط برقرار کنید
trustworthily represent
با اعتماد نمایندگی کنید
trustworthily advise
با اعتماد مشاوره دهید
she always handles her responsibilities trustworthily.
او همیشه با اطمینان و مسئولیت پذیری وظایف خود را انجام می دهد.
we need to trustworthily assess the situation before making a decision.
ما باید قبل از تصمیم گیری، وضعیت را به طور قابل اعتماد ارزیابی کنیم.
he has proven to be trustworthily committed to his work.
او ثابت کرده است که به طور قابل اعتماد به کار خود متعهد است.
trustworthily sharing information is crucial in a team.
اشتراک گذاری اطلاعات به طور قابل اعتماد در یک تیم بسیار مهم است.
they trustworthily delivered the project on time.
آنها پروژه را به موقع و به طور قابل اعتماد تحویل دادند.
it's important to trustworthily communicate with clients.
ارتباط با مشتریان به طور قابل اعتماد مهم است.
she trustworthily manages the finances of the organization.
او امور مالی سازمان را به طور قابل اعتماد مدیریت می کند.
we expect our partners to act trustworthily in all dealings.
ما انتظار داریم شرکای ما در همه معاملات به طور قابل اعتماد عمل کنند.
trustworthily following guidelines helps ensure safety.
رعایت دستورالعمل ها به طور قابل اعتماد به اطمینان از ایمنی کمک می کند.
he trustworthily reports all findings to his supervisor.
او تمام یافته ها را به طور قابل اعتماد به سرپرست خود گزارش می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید