tubs

[ایالات متحده]/tʌbz/
[بریتانیا]/tʌbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع توب; وان‌های حمام; مقدار یک سطل; قایق‌های دست و پا چلفتی و کند

عبارات و ترکیب‌ها

hot tubs

جکوزی

bathtubs

وان‌ها

tubs full

سطل‌های پر

tubs of water

سطل‌های آب

tubs for sale

سطل برای فروش

tubs and showers

سطل‌ها و دوش‌ها

tubs installed

سطل‌های نصب شده

tubs outdoors

سطل‌های فضای باز

tubs in stock

سطل در انبار

tubs available

سطل در دسترس

جملات نمونه

she filled the tubs with warm water for a relaxing soak.

او وان‌ها را با آب گرم برای یک غوطه‌ور شدن آرام‌بخش پر کرد.

we have two large tubs in our backyard for gardening.

ما دو حوضچه بزرگ در حیاط پشتی خود برای باغبانی داریم.

the restaurant offers a variety of ice cream tubs for dessert.

رستوران انواع مختلف حوضچه‌های بستنی برای دسر ارائه می‌دهد.

he used the tubs to store his fishing gear.

او از حوضچه‌ها برای نگهداری وسایل ماهیگیری خود استفاده کرد.

they decided to paint the tubs in bright colors.

آنها تصمیم گرفتند حوضچه‌ها را با رنگ‌های روشن رنگ کنند.

the kids love playing with their toy tubs during bath time.

بچه‌ها عاشق بازی با حوضچه‌های اسباب‌بازی خود در زمان حمام هستند.

we need to clean the tubs before the party starts.

ما باید حوضچه‌ها را قبل از شروع مهمانی تمیز کنیم.

she bought several tubs of paint for her art project.

او چند حوضچه رنگ برای پروژه هنری خود خرید.

they installed hot tubs for relaxation in their new home.

آنها وان‌های جکوزی را برای آرامش در خانه جدید خود نصب کردند.

he filled the tubs with ice to keep the drinks cold.

او وان‌ها را با یخ پر کرد تا نوشیدنی‌ها سرد بمانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید