tumblerful

[ایالات متحده]/ˈtʌm.blə.fəl/
[بریتانیا]/ˈtʌm.blɚ.fəl/

ترجمه

n. یک لیوان پر; یک فنجان، مقدار یک فنجان
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

tumblerful of joy

جام سرشار از شادی

tumblerful of tea

جام پر از چای

tumblerful of coffee

جام پر از قهوه

tumblerful of water

جام پر از آب

tumblerful of milk

جام پر از شیر

tumblerful of whiskey

جام پر از ویسکی

tumblerful of soda

جام پر از نوشابه

tumblerful of juice

جام پر از آب میوه

tumblerful of punch

جام پر از پانچ

tumblerful of smoothie

جام پر از اسموتی

جملات نمونه

she poured a tumblerful of juice for everyone at the party.

او یک لیوان پر آبمیوه برای همه در مهمانی ریخت.

he drank a tumblerful of water after his workout.

او بعد از تمرین یک لیوان پر آب نوشید.

they filled the tumblerful with ice before serving the cocktail.

آنها قبل از سرو کردن کوکتل، لیوان را با یخ پر کردند.

the recipe calls for a tumblerful of sugar.

دستور غذا نیاز به یک لیوان پر شکر دارد.

she enjoyed a tumblerful of hot tea while reading.

او در حالی که مطالعه می کرد، از یک لیوان پر چای داغ لذت برد.

he always keeps a tumblerful of coffee on his desk.

او همیشه یک لیوان پر قهوه روی میزش دارد.

after dinner, we shared a tumblerful of dessert.

بعد از شام، ما یک لیوان دسر با هم تقسیم کردیم.

she filled her tumblerful with lemonade on a hot day.

او در یک روز گرم لیوان خود را با لیموناد پر کرد.

he mixed a tumblerful of different fruit juices.

او یک لیوان پر آب میوه های مختلف مخلوط کرد.

they toasted with a tumblerful of champagne at the celebration.

آنها در جشن با یک لیوان پر شامپاین سر بریدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید