| جمع | tumblerfuls |
tumblerful of joy
جام سرشار از شادی
tumblerful of tea
جام پر از چای
tumblerful of coffee
جام پر از قهوه
tumblerful of water
جام پر از آب
tumblerful of milk
جام پر از شیر
tumblerful of whiskey
جام پر از ویسکی
tumblerful of soda
جام پر از نوشابه
tumblerful of juice
جام پر از آب میوه
tumblerful of punch
جام پر از پانچ
tumblerful of smoothie
جام پر از اسموتی
she poured a tumblerful of juice for everyone at the party.
او یک لیوان پر آبمیوه برای همه در مهمانی ریخت.
he drank a tumblerful of water after his workout.
او بعد از تمرین یک لیوان پر آب نوشید.
they filled the tumblerful with ice before serving the cocktail.
آنها قبل از سرو کردن کوکتل، لیوان را با یخ پر کردند.
the recipe calls for a tumblerful of sugar.
دستور غذا نیاز به یک لیوان پر شکر دارد.
she enjoyed a tumblerful of hot tea while reading.
او در حالی که مطالعه می کرد، از یک لیوان پر چای داغ لذت برد.
he always keeps a tumblerful of coffee on his desk.
او همیشه یک لیوان پر قهوه روی میزش دارد.
after dinner, we shared a tumblerful of dessert.
بعد از شام، ما یک لیوان دسر با هم تقسیم کردیم.
she filled her tumblerful with lemonade on a hot day.
او در یک روز گرم لیوان خود را با لیموناد پر کرد.
he mixed a tumblerful of different fruit juices.
او یک لیوان پر آب میوه های مختلف مخلوط کرد.
they toasted with a tumblerful of champagne at the celebration.
آنها در جشن با یک لیوان پر شامپاین سر بریدند.
tumblerful of joy
جام سرشار از شادی
tumblerful of tea
جام پر از چای
tumblerful of coffee
جام پر از قهوه
tumblerful of water
جام پر از آب
tumblerful of milk
جام پر از شیر
tumblerful of whiskey
جام پر از ویسکی
tumblerful of soda
جام پر از نوشابه
tumblerful of juice
جام پر از آب میوه
tumblerful of punch
جام پر از پانچ
tumblerful of smoothie
جام پر از اسموتی
she poured a tumblerful of juice for everyone at the party.
او یک لیوان پر آبمیوه برای همه در مهمانی ریخت.
he drank a tumblerful of water after his workout.
او بعد از تمرین یک لیوان پر آب نوشید.
they filled the tumblerful with ice before serving the cocktail.
آنها قبل از سرو کردن کوکتل، لیوان را با یخ پر کردند.
the recipe calls for a tumblerful of sugar.
دستور غذا نیاز به یک لیوان پر شکر دارد.
she enjoyed a tumblerful of hot tea while reading.
او در حالی که مطالعه می کرد، از یک لیوان پر چای داغ لذت برد.
he always keeps a tumblerful of coffee on his desk.
او همیشه یک لیوان پر قهوه روی میزش دارد.
after dinner, we shared a tumblerful of dessert.
بعد از شام، ما یک لیوان دسر با هم تقسیم کردیم.
she filled her tumblerful with lemonade on a hot day.
او در یک روز گرم لیوان خود را با لیموناد پر کرد.
he mixed a tumblerful of different fruit juices.
او یک لیوان پر آب میوه های مختلف مخلوط کرد.
they toasted with a tumblerful of champagne at the celebration.
آنها در جشن با یک لیوان پر شامپاین سر بریدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید