tuned

[ایالات متحده]/tjuːnd/
[بریتانیا]/tuːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تنظیم شده به یک فرکانس یا شرایط خاص

عبارات و ترکیب‌ها

stay tuned

منتظر باشید

tuned in

تنظیم شده

tuned out

بی‌توجه شد

get tuned

تنظیم شود

tuned frequency

فرکانس تنظیم شده

tuned signal

سیگنال تنظیم شده

tuned circuit

مدار تنظیم شده

tuned guitar

گیتار کوک شده

tuned engine

موتور تنظیم شده

tuned performance

عملکرد تنظیم شده

جملات نمونه

the radio is tuned to my favorite station.

رادیو روی ایستگاه مورد علاقه من تنظیم شده است.

he tuned the guitar before the concert.

او گیتار را قبل از کنسرت کوک کرد.

she tuned her skills to meet the job requirements.

او مهارت‌های خود را برای برآورده کردن الزامات شغلی تنظیم کرد.

the team needs to be tuned for the upcoming match.

تیم باید برای مسابقه آینده تنظیم شود.

i tuned into the webinar on digital marketing.

من به وبینار بازاریابی دیجیتال گوش دادم.

he tuned his voice to hit the high notes.

او صدای خود را برای رسیدن به نت‌های بالا تنظیم کرد.

we need to get our plans tuned for the project.

ما باید برنامه‌های خود را برای پروژه تنظیم کنیم.

she tuned her presentation for a younger audience.

او ارائه خود را برای مخاطبان جوان‌تر تنظیم کرد.

the mechanic tuned the engine for better performance.

مکانیک موتور را برای عملکرد بهتر تنظیم کرد.

they tuned their strategies to compete effectively.

آنها استراتژی‌های خود را برای رقابت موثر تنظیم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید