turgid

[ایالات متحده]/ˈtɜːdʒɪd/
[بریتانیا]/ˈtɜːrdʒɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متورم; متکبر
n. ورم; طولانی‌گویی
adv. به روش متورم; پیچیده

جملات نمونه

a turgid bladder; turgid veins.

یک مثانه متورم؛ سیاه‌رگ‌های متورم

a turgid and indigestible book.

یک کتاب متشنج و غیرقابل هضم.

a turgid style of writing

یک سبک نوشتاری متورم

a turgid and fast-moving river.

یک رودخانه متورم و پرسرعت

some turgid verses on the death of Prince Albert.

چند بیت متورم درباره مرگ شاهزاده آلبرت

, inequilateral, lateral veins 5, connected at apex, apex mucronate.Lower sepal funnelform, slightly turgid, ca. 2.5 cm, gradually narrowed into an incurved spur ca. 1.5 cm;

, غیرمتناقض، سیاه‌رگ‌های جانبی 5، متصل به نوک، نوک مخروطی.گلبرگ پایینی قیفی شکل، کمی متورم، حدود 2.5 سانتی متر، به تدریج به یک غلاف معکوس حدود 1.5 سانتی متر باریک می‌شود;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید