turnabout

[ایالات متحده]/ˈtɜːnəbaʊt/
[بریتانیا]/ˈtɜrnəˌbaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییر در جهت یا موقعیت؛ عمل انتقام یا معکوس؛ تغییر در شرایط یا نظر؛ چرخش یا گرداندن؛ ضد حمله؛ کسی که جانب را تغییر می‌دهد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

turnabout time

زمان تغییر مسیر

turnabout situation

شرایط تغییر مسیر

turnabout policy

سیاست تغییر مسیر

turnabout moment

لحظه تغییر مسیر

turnabout action

اقدام تغییر مسیر

turnabout strategy

استراتژی تغییر مسیر

turnabout decision

تصمیم تغییر مسیر

turnabout event

رویداد تغییر مسیر

turnabout process

فرآیند تغییر مسیر

جملات نمونه

the turnabout in his behavior surprised everyone.

تغییر ناگهانی رفتار او باعث تعجب همه شد.

after the turnabout, she became the team's leader.

پس از تغییر مسیر، او به رهبر تیم تبدیل شد.

his turnabout on the issue was unexpected.

تغییر نظر او در این مورد غیرمنتظره بود.

the turnabout in the market shocked investors.

تغییر ناگهانی در بازار سرمایه گذاران را شوکه کرد.

there was a dramatic turnabout in their relationship.

یک تغییر مسیر چشمگیر در رابطه آنها وجود داشت.

the company's turnabout strategy proved successful.

استراتژی تغییر مسیر شرکت موفقیت آمیز بود.

his sudden turnabout made everyone question his motives.

تغییر ناگهانی او باعث شد همه در مورد انگیزه‌هایش سوال کنند.

the turnabout in public opinion was evident.

تغییر در نظر مردم آشکار بود.

she experienced a turnabout in her career.

او یک تغییر مسیر در حرفه خود تجربه کرد.

the turnabout in the story kept readers engaged.

تغییر مسیر در داستان باعث جذب خوانندگان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید