sharp u-turn
گردش سریع
make a u-turn
انجام یک گردش به راست
doing a u-turn
در حال انجام یک گردش به راست
u-turn signal
علامت گردش به راست
sudden u-turn
گردش ناگهانی به راست
complete u-turn
گردش کامل به راست
took a u-turn
یک گردش به راست انجام داد
u-turn lane
مسیر گردش به راست
policy u-turn
گردش سیاست
the car made a sharp u-turn to avoid the accident.
خودرو برای جلوگیری از تصادف، گردش سریع و تند U شکل داد.
after realizing his mistake, he made a complete u-turn in his thinking.
پس از متوجه شدن به اشتباهش، او یک چرخش 180 درجه ای در تفکر خود ایجاد کرد.
the company decided to do a u-turn on their marketing strategy.
شرکت تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی خود را به طور کامل تغییر دهد.
she performed a risky u-turn on the highway during rush hour.
او در ساعات شلوغی، یک گردش U شکل خطرناک در اتوبان انجام داد.
the politician executed a dramatic u-turn on the controversial issue.
سیاستمدار یک چرخش U شکل چشمگیر در مورد موضوع بحث برانگیز انجام داد.
we need to make a u-turn in our approach to solve this problem.
ما باید برای حل این مشکل، رویکرد خود را به طور کلی تغییر دهیم.
the ship began a slow u-turn in the open water.
کشتی شروع به گردش U شکل آهسته در آب آزاد کرد.
he quickly initiated a u-turn to get back onto the main road.
او به سرعت یک گردش U شکل را برای بازگشت به جاده اصلی آغاز کرد.
the project took a u-turn when funding was secured.
با تامین بودجه، پروژه یک چرخش U شکل داد.
the team made a surprising u-turn and won the championship.
تیم یک چرخش U شکل غیرمنتظره داد و قهرمانی را به دست آورد.
the economy experienced a sudden u-turn after the policy change.
پس از تغییر سیاست، اقتصاد یک چرخش U شکل ناگهانی را تجربه کرد.
sharp u-turn
گردش سریع
make a u-turn
انجام یک گردش به راست
doing a u-turn
در حال انجام یک گردش به راست
u-turn signal
علامت گردش به راست
sudden u-turn
گردش ناگهانی به راست
complete u-turn
گردش کامل به راست
took a u-turn
یک گردش به راست انجام داد
u-turn lane
مسیر گردش به راست
policy u-turn
گردش سیاست
the car made a sharp u-turn to avoid the accident.
خودرو برای جلوگیری از تصادف، گردش سریع و تند U شکل داد.
after realizing his mistake, he made a complete u-turn in his thinking.
پس از متوجه شدن به اشتباهش، او یک چرخش 180 درجه ای در تفکر خود ایجاد کرد.
the company decided to do a u-turn on their marketing strategy.
شرکت تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی خود را به طور کامل تغییر دهد.
she performed a risky u-turn on the highway during rush hour.
او در ساعات شلوغی، یک گردش U شکل خطرناک در اتوبان انجام داد.
the politician executed a dramatic u-turn on the controversial issue.
سیاستمدار یک چرخش U شکل چشمگیر در مورد موضوع بحث برانگیز انجام داد.
we need to make a u-turn in our approach to solve this problem.
ما باید برای حل این مشکل، رویکرد خود را به طور کلی تغییر دهیم.
the ship began a slow u-turn in the open water.
کشتی شروع به گردش U شکل آهسته در آب آزاد کرد.
he quickly initiated a u-turn to get back onto the main road.
او به سرعت یک گردش U شکل را برای بازگشت به جاده اصلی آغاز کرد.
the project took a u-turn when funding was secured.
با تامین بودجه، پروژه یک چرخش U شکل داد.
the team made a surprising u-turn and won the championship.
تیم یک چرخش U شکل غیرمنتظره داد و قهرمانی را به دست آورد.
the economy experienced a sudden u-turn after the policy change.
پس از تغییر سیاست، اقتصاد یک چرخش U شکل ناگهانی را تجربه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید