twaddle

[ایالات متحده]/'twɒd(ə)l/
[بریتانیا]/'twɑdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مزخرفات، گفتار بیهوده
vi. مزخرف گفتن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtwaddling
شکل سوم شخص مفردtwaddles
زمان گذشتهtwaddled
قسمت سوم فعلtwaddled
جمعtwaddles

جملات نمونه

I’ve never heard such utter twaddle!

من چنین حرف‌های پوچ و بی‌اساسی هرگز نشنیده‌ام!

For such views or criticisms,which are not based on thorough investigation,are nothing but ignorant twaddle.

این نظرات یا انتقاداتی که بر اساس بررسی دقیق نیستند، چیزی جز حرف‌های نادانانه نیستند.

Stop talking twaddle and focus on the task at hand.

حرف‌های بی‌معنی نزن و روی کاری که در دست داری تمرکز کن.

I don't have time for your twaddle, get to the point.

وقت حرف‌های بی‌ربط و پوچ را ندارم، به اصل مطلب بپرداز.

Her speech was full of twaddle and lacked substance.

سخنرانی او پر از حرف‌های بی‌محتوا و پوچ بود.

Ignore his twaddle and stay focused on your goals.

حرف‌های بی‌اساس او را نادیده بگیر و روی اهدافت متمرکز بمان.

I can't stand listening to his constant twaddle about nothing.

نمی‌توانم تحمل کنم که به حرف‌های بی‌ربط و پوچ او درباره هیچ چیز گوش کنم.

Don't waste your time on meaningless twaddle.

وقت خود را برای حرف‌های بی‌معنی تلف نکن.

She tends to ramble on with twaddle when she's nervous.

وقتی عصبی است، زیاد حرف‌های بی‌ربط و پوچ می‌زند.

His twaddle was so boring that I fell asleep during the conversation.

حرف‌های بی‌معنی او آنقدر خسته‌کننده بود که در حین صحبت کردن خوابم رفت.

I prefer straightforward discussions over pointless twaddle.

من ترجیح می‌دهم بحث‌های مستقیم و بدون حاشیه را به حرف‌های بی‌معنی و پوچ ترجیح دهم.

The meeting was filled with twaddle instead of productive discussions.

جلسه پر از حرف‌های بی‌فایده بود به جای بحث‌های سازنده.

نمونه‌های واقعی

Don't try to palm off that twaddle about the Cause to me.

سعی نکنید آن چرندیات درباره‌ی دلیل را به من قالب کنید.

منبع: Gone with the Wind

" Not even the worst twaddle about my book" ?

" حتی بدترین چرندیات درباره کتاب من؟"

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

" Logical? Howland says it's twaddle at white heat" .

" منطقی؟ هاولند می‌گوید این چرندیات در اوج است."

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

In January he would rescue his Leonardo from this stupefying twaddle.

در ژانویه، او لئوناردویش را از این چرندیات گیج‌کننده نجات می‌داد.

منبع: The Room with a View (Part Two)

Who taught us that drawing-room twaddle?

چه کسی به ما آن چرندیات اتاق نشینی را یاد داد؟

منبع: The Room with a View (Part Two)

Most of them seem to be twaddling stuff, but the first is in a different style—'The Ancient Mariner' is the title.

بیشتر آنها به نظر می رسد که چرندیاتی هستند، اما اولین آنها با سبکی متفاوت است - عنوان آن 'ملوان باستانی' است.

منبع: Adam Bede (Part One)

" Yes" ! exclaimed Mrs. Honeychurch. " That's exactly what I say. Why all this twiddling and twaddling over two Miss Alans" ?

"[ بله]"! خانم هانیچور فریاد زد. " این دقیقا همان چیزی است که من می گویم. چرا این همه بازی و چرندیات درباره دو خانم آلن؟"

منبع: The Room with a View (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید