twice-yearly checkup
بررسی دو بار در سال
twice-yearly meeting
جلسه دو بار در سال
twice-yearly review
بررسی دو بار در سال
twice-yearly cleaning
پاکسازی دو بار در سال
twice-yearly report
گزارش دو بار در سال
twice-yearly bonus
پاداش دو بار در سال
twice-yearly planting
کاشت دو بار در سال
twice-yearly inspection
بررسی دو بار در سال
twice-yearly schedule
برنامه دو بار در سال
twice-yearly event
رویداد دو بار در سال
the dentist recommended a twice-yearly cleaning to maintain good oral hygiene.
دندانپزشک توصیه کرد که برای حفظ بهداشت دهان و فک، تمیزکردن دو بار در سال انجام شود.
we have a twice-yearly review of our marketing strategy.
ما دو بار در سال به بررسی استراتژی بازاریابی خود میپردازیم.
the garden club holds a twice-yearly plant sale.
کلوب گیاهان یک فروش گیاه دو بار در سال برگزار میکند.
the team conducts a twice-yearly performance evaluation.
تیم دو بار در سال ارزیابی عملکرد را انجام میدهد.
the building requires a twice-yearly inspection by a certified engineer.
این ساختمان نیاز به بازرسی دو بار در سال توسط مهندس معتبر دارد.
the company offers a twice-yearly bonus to its employees.
شرکت یک پاداش دو بار در سال به کارمندانش ارائه میدهد.
we schedule a twice-yearly family reunion.
ما جمعیت خانوادگی را دو بار در سال برنامهریزی میکنیم.
the software receives a twice-yearly update with new features.
نرمافزار دو بار در سال بهروزرسانی میشود که ویژگیهای جدیدی دارد.
the school board meets for twice-yearly budget discussions.
هیئت مدارس دو بار در سال جلسات بودجهریزی را برگزار میکند.
the museum hosts a twice-yearly fundraising gala.
موزه یک جشن گرفتن کمک مالی دو بار در سال برگزار میکند.
the volunteer group organizes a twice-yearly beach cleanup.
گروه داوطلبانه یک تمیزکردن شاطر دو بار در سال را سازماندهی میکند.
twice-yearly checkup
بررسی دو بار در سال
twice-yearly meeting
جلسه دو بار در سال
twice-yearly review
بررسی دو بار در سال
twice-yearly cleaning
پاکسازی دو بار در سال
twice-yearly report
گزارش دو بار در سال
twice-yearly bonus
پاداش دو بار در سال
twice-yearly planting
کاشت دو بار در سال
twice-yearly inspection
بررسی دو بار در سال
twice-yearly schedule
برنامه دو بار در سال
twice-yearly event
رویداد دو بار در سال
the dentist recommended a twice-yearly cleaning to maintain good oral hygiene.
دندانپزشک توصیه کرد که برای حفظ بهداشت دهان و فک، تمیزکردن دو بار در سال انجام شود.
we have a twice-yearly review of our marketing strategy.
ما دو بار در سال به بررسی استراتژی بازاریابی خود میپردازیم.
the garden club holds a twice-yearly plant sale.
کلوب گیاهان یک فروش گیاه دو بار در سال برگزار میکند.
the team conducts a twice-yearly performance evaluation.
تیم دو بار در سال ارزیابی عملکرد را انجام میدهد.
the building requires a twice-yearly inspection by a certified engineer.
این ساختمان نیاز به بازرسی دو بار در سال توسط مهندس معتبر دارد.
the company offers a twice-yearly bonus to its employees.
شرکت یک پاداش دو بار در سال به کارمندانش ارائه میدهد.
we schedule a twice-yearly family reunion.
ما جمعیت خانوادگی را دو بار در سال برنامهریزی میکنیم.
the software receives a twice-yearly update with new features.
نرمافزار دو بار در سال بهروزرسانی میشود که ویژگیهای جدیدی دارد.
the school board meets for twice-yearly budget discussions.
هیئت مدارس دو بار در سال جلسات بودجهریزی را برگزار میکند.
the museum hosts a twice-yearly fundraising gala.
موزه یک جشن گرفتن کمک مالی دو بار در سال برگزار میکند.
the volunteer group organizes a twice-yearly beach cleanup.
گروه داوطلبانه یک تمیزکردن شاطر دو بار در سال را سازماندهی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید