unaccepted

[ایالات متحده]/ʌnəˈsɛptɪd/
[بریتانیا]/ʌnəˈsɛptɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پذیرفته نشده; رد شده; انجام نشده; فرض نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unaccepted proposal

پیشنهاد غیرقابل قبول

unaccepted application

درخواست غیرقابل قبول

unaccepted offer

پیشنهاد غیرقابل قبول

unaccepted terms

شرایط غیرقابل قبول

unaccepted request

درخواست غیرقابل قبول

unaccepted changes

تغییرات غیرقابل قبول

unaccepted feedback

بازخورد غیرقابل قبول

unaccepted norms

هنجارهای غیرقابل قبول

unaccepted behavior

رفتار غیرقابل قبول

unaccepted standards

استانداردهای غیرقابل قبول

جملات نمونه

the proposal was unaccepted by the committee.

پیشنهاد توسط کمیته رد شد.

her application was unaccepted due to missing documents.

به دلیل مدارک گم‌شده، درخواست او رد شد.

the unaccepted offer left him feeling disappointed.

پیشنهاد رد شده باعث شد او احساس ناامیدی کند.

many ideas remain unaccepted in the scientific community.

بسیاری از ایده‌ها هنوز در جامعه علمی رد نشده‌اند.

his unaccepted suggestions were noted for future consideration.

پیشنهادات رد شده او برای بررسی‌های آینده یادداشت شد.

the unaccepted terms of the contract caused a delay.

شرایط غیرقابل قبول قرارداد باعث تاخیر شد.

she felt unaccepted in her new school.

او در مدرسه جدید خود احساس عدم پذیرش کرد.

the unaccepted feedback was difficult to digest.

بازخورد غیرقابل قبول هضم کردن بود.

his unaccepted invitation left him feeling lonely.

دعوت غیرقابل قبول او باعث شد احساس تنهایی کند.

unaccepted applications are usually discarded immediately.

درخواست‌های غیرقابل قبول معمولاً بلافاصله دور انداخته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید